آرشیو فروردین ماه 1403

روانشناسی علمی را با روانشناس بالینی می آموزیم

اختلال بیش فعالی یا نقص توجه ADHD

۸۸ بازديد

اختلال بیش فعالی-مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی شیراز

اختلال بیش‌فعالی یا نقص توجه که به انگلیسی (Attention deficit hyperactivity disorder) و به اختصار ADHD نامیده می شود.  طبق DSM-5 زیر گروه اختلال رشدی عصبی است . و به الگو مداوم بی توجهی و یا بیش فعالی- تکانشگری که با کارکرد یا رشد فرد تداخل دارد اشاره می کند (کارکرد رفتاری فرد و میزان تحرکش مناسب سنش نمی باشد) و عموما رشد این علایم به حدی است که با سطح رشد فرد نا هماهنگ است و می تواند به شکل چشم گیری روی فعالیت های اجتماعی، تحصیلی و شغلی فرد تاثیر مستقیم و منفی بگذارد. ADHD تأثیر منفی بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی بیمار دارد که ممکن است توسط سایر شرایط روانی مانند اضطراب و افسردگی بیشتر تشدید شود یا خطر ابتلا به آن را افزایش دهد

علائم این اختلال ناشی از نقص در عملکرد اجرایی  فرد است، و وجود اختلال در تنظیم عاطفی فرد اغلب به‌ عنوان یک علامت اصلی در تشخیص و شناسایی در نظر گرفته می‌شود. در کودکان، مشکلات توجه ممکن است منجر به عملکرد ضعیف در مدرسه شود.  این اختلال با سایر اختلالات عصبی رشدی و روانی و همچنین برخی از اختلالات غیر روانی همراه است که می‌تواند باعث اختلالات مضاعف به خصوص در جامعه مدرن شود. اگرچه افراد مبتلا به ADHD ممکن است برای حفظ توجه بر روی وظایفی که مستلزم (پاداش یا تنبیه تأخیری) هستند، تلاش بسیاری نیاز داشته باشند، با این حال اغلب قادرند برای کارهایی که برایشان جالب یا باارزش است، سطح توجه غیرمعمول طولانی و شدیدی را نشان دهند؛ این مسئله به عنوان  بیش تمرکزی نیز شناخته می شود

 

لازم به ذکر است که این علائم باید حداقل شش ماه مشاهده شوند و فرد باید قبل از ۱۲ سالگی این علائم را بروز داده باشد و نکته دیگر برای تشخیص این اختلال این امر است که نشانه ها باید در بیش از دو موقعیت یا فعالیت خود را نمایان کرده باشد، باید توجه داشت که اختلال روانی دیگری آن نشانه ها را توجیه نمی کند.

اختلالADHDشامل سه نوع می باشد:

  1. ناشی از نقص توجه: که وجود شش علامت در طی شش ماه باید در فرد مشاهده شود
  2. ناشی از بیش فعالی تکانشگری: که وجود شش علامت در طی شش ماه برای تشخیص آن لازم است
  3. نوع ترکیبی: که ترکیبی از دو مورد ذکر شده می باشد و ۹ علامت در طی شش ماه معمولا در این گروه مشاهده می شود

نارسایی توجه:
نشانه های فرد درگیر با این نوع از اختلال بدین صورت است که این افراد قادر نیستند به جزئیات توجه دقیقی داشته باشند و معمولا در تکالیف تحصیلی، شغلی و یا سایر فعالیت ها خطاهایی ناشی از عدم توجه کافی بروز می دهند. آنها اغلب در حفظ توجه بر روی تکالیف یا کار خاصی مشکل دارند و در صحبت مستقیم با این افراد اغلب این احساس به مخاطب دست می دهد که او حرف هایش را گوش نمی دهد، همچنین آنها اغلب قادر نیستند که دستور العمل ها را دنبال کنند و یا به ندرت می توانند فعالیت هایی را که شروع می کنند به پایان برسانند، معمولا در دوران مدرسه از انجام تکالیفی که نیاز به تمرین ذهنی مداوم دارد سر باز می زنند یا به بیان ساده تر از انجام آن ها نفرت دارند، اکثرا وسایل مربوط به خود و یا ابزار لازم برای انجام فعالیت های خود را گم میکنند و در کارهای روزمره نیز بسیار فراموشکار هستند با محرک های خارجی به راحتی حواسشان پرت می شود و عموما در سازمان دهی کار ها و فعالیت های خود مشکل دارن و همین امر سبب می شود تا اضطراب زیادی را متحمل شوند.
بیش فعالی و تکانشگری:
 افراد درگیر با این نوع از اختلال اغلب این نشانه ها را از خود بروز می دهند، مدام دست و پای خود را تکان می دهند و در یک جا نمی توانند آرام برای مدتی بنشینند و روی صندلی وول می خورند و در مکان هایی مثل کلاس یا سر کار که نیاز به چند ساعت نشستن مداوم دارد صندلی خود را تکان می دهند در کودکان درگیر با این نوع از اختلال اغلب مشاهده می شود که در مکان هایی که مناسبتی ندارد کودک مدام در حال دویدن و شیطنت است و از دیوار بالا می رود اما این رفتار در نوجوانان و بزرگسالان در گیر با این مدل از اختلال به صورت حس بی قراری بروز پیدا می کند، معمولا این افراد زیاد حرف می زنند  در کلاس یا در جمع ها اکثرا قبل از پایان یافتن کامل سئوال به سئوال پاسخ می دهند. آنها عموما قادر به انتظار کشیدن برای نوبت نیستند و مدام مشاهده می شود که در حرف دیگران می پرند و فعالیت های آنان را قطع می کنند.

نکته قابل توجه برای تشخیص این اختلال این امر است که فرد باید ۶ مورد از علائم را داشته باشد به طوری که تاثیر منفی بر فعالیت های او داشته باشد در بزرگسالان و نوجوانان ۱۷ سال به بالا وجود حداقل پنج علامت  ضروری است و علائم لزومآ بازتاب مقابله ای، نافرمانی، مخالفت جویی یا عدم درک دستورات داده شده نیست.

میزان شیوع اختلالADHD:

به طور خلاصه می توان گفت میزان شیوع این اختلال طبق ویرایش پنجم DSM-5 ، پنج درصد در کودکان و دو و نیم درصد در بزرگسالان گزارش شده است. و پسران تقریباً دو برابر بیشتر از دختران و مردان ۱٫۶ برابر بیشتر از زنان تشخیص داده می‌شود، این اختلال اکثراً در دختران نادیده یا در اواخر زندگی تشخیص داده می‌شود زیرا علائم آنها گاهی با معیارهای تشخیصی ناهمخوانی دارد. و معمولا افرادی که علائم این اختلال را در کودکی نشان داده اند تا پایان عمر با آن درگیر بوده اند.

 

اختلالات همبود با اختلال ADHD  شامل مواردی چون:

  • سلوک
  • نافرمانی مقابله ای
  • افسردگی و سایر اختلالات خلقی
  • اختلالات یادگیری
  • نشانگان تورت

ارزیابی و تشخیص اختلال بیش فعالی (ADHD)  :

فرآیند تشخیص برای این اختلال امری مشترک در بین بررسی نتایج از بین چند حوزه مختلف است که شامل : حوزه پزشکی، روانشناسی و بررسی عملکرد های فرد در حوزه آموزش و پرورش است.

که در ادامه به صورت خلاصه و چکیده شده ای از کارگاه آشنایی با اختلالات مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی به روند تشخیص و روش های درمانی پرداخته می شود.

در حیطه روانشناسی ۴ روش برای تشخیص به کار برده می شود که این روش ها را می توان به صورت زیر بیان کرد:

  1. تماس اولیه : برای پیاده سازی این بخش می توان از (مقیاس رفتاری آخن باخ، مقیاس درجه بندی رفتار کانرز) استفاده کرد.
  2. مصاحبه با والدین فرد : میتوان از (پرسشنامه عمومی والدین و پرسشنامه وضعیت های خانه) کمک گرفت.
  3. مشاهده و مصاحبه با کودک : (که میتواند به دو روش با کنترل و بدون کنترل صورت پذیرد).
  4. مصاحبه با معلمان : که در این بخش هم درجه بندی رفتاری کانرز و مقیاس عملکرد تحصیلی بهره جست.

سبب شناسی اختلال بیش فعالی (ADHD) :

عوامل ژنتیکی، عوامل روانی-اجتماعی و عوامل زیستی است که این بعد از ابعاد سبب شناسی خود شامل دو گروه است که یکی از آنها علل بروز این اختلال را ساختار و کارکرد مغز فرد دانسته و دیگر عوامل محیطی را در بروز این اختلال موثر می داند که این عوامل می توان مواردی مثل مصرف الکل در بارداری توسط مادر، کمبود وزن نوزاد هنگام تولد، مصرف سیگار والدین، تغذیه و در معرض سرب بودن و مواردی از این دست  را شامل شود.

مداخلات درمانی برای اختلال بیش فعالی (ADHD) :

درمان قطعی برای این اختلال وجود ندارد و فقط می توان علائم مربوط به آن را کاهش داد و این روند شامل بخش ها و جنبه های گسترده ای از زندگی فرد است که همگی باید مورد بازبینی قرار گیرند و به شکل کار آمدی با نظر فرد متخصص تغییر کنند تا فرد بتواند کنترل بهتری بر شرایط و نشانه های این اختلال داشته باشد این مداخلات درمانی شامل بخش هایی چون دارو درمانی، رفتار درمانی مناسب فرد و افراد خانواده او، آموزش والدین ، درمان رفتاری شناختی، تغییر رژیم غذایی و پیروی از رژیم غذایی مناسب برای فرد، درمان شناختی و نروفیدبک است.

دارو درمانی در اختلالADHD:

معمولا در این اختلال بسته به میزان درگیری فرد از دوز های مختلفی از  داروهایی چون: ریتالین، اتوموکستین، استراموکس، استاترا و... استفاده می شود.

*باید توجه داشت که دوز مناسب مصرف داروهای ذکر شده باید حتما تحت نظر متخصص تجویز و استفاده شود و از مصرف سرخود جدا خود داری شود*

نوروفیدبک در درمانADHD :

 در این درمان سنسور هایی به نام الکترود روی پوست سر فرد قرار می گیرد و فعالیت های مغز فرد ثبت و در قالب امواج مغزی نشان داده می شود (در اصل بازی کامپیوتری بدون استفاده از دست و تنها با کمک امواج مغزی فرد انجام می شود) و با استفاده از روش تنبیه و تشویق برای مثال دادن امتیاز و کم شدن امتیاز در بازی فرد پی به درک شرایط مطلوب و نامطلوب می برد. و کم کم رفتار های آسیب زا در او کاهش می یابد.

رژیم غذایی:

رژیم غذایی یکی از بخش های قابل اهمیت زندگی فرد درگیر با این اختلال است زیرا به شکل چشمگیری می تواند تاثیر بر کاهش علائم در فرد یا افزایش نشانه های او داشته باشد. لذا در اینجا هم به توضیح خوراکی های مفید و هم مضر به صورت خلاصه پرداخته می شود.

رژیم غذایی مفید برای افرادADHD :

استفاده از بسیاری از مکمل ها می تواند بهبود در روند کنترل  و کاهش علائم برای این افراد را ایجاد کند این مکمل ها شامل موارد زیر می باشند:

  • امگاسه
  • ویتامین B
  • آهن
  • زینک
  • منیزم

همچنین تحقیقات نشان داده است که مصرف میوه هایی مثل: کیوی، سیب، گلابی، گریپ فروت و پرتقال هم می تواند و مفید باشد همچنین مواد غذایی چون لبنیات بز، ماهی، مرغ، مغز ها، اسفناج، حبوبات و تخم مرغ هم می توانند بسیار مفید باشند.

رژیم غذایی مضر برایADHD:

بررسی ها نشان داده است که کاهش مصرف این مواد غذایی در بهبود روند کنترل و کاهش علائم در افراد درگیر با این اختلال بسیار موثر است

  • قهوه
  • مصرف نوشیدنی های صنعتی و انرژی زا
  • شکلات
  • قند و شیرینی
  • پنیر پیتزا
  • غذا های یخ زده و کنسروی
  • چیپس و پفک
  • فست فود ها
  • بستنی
  • و...

 

درمان شناختی و حیطه یادگیری برای اختلالADHD :

  • درمان تمرکز و تنش بدن
  • درمان مهارت حرکتی درشت
  • درمان مهارت حرکتی ظریف
  • درمان مهارت دیداری
  • درمان مهارت شنیداری

درمان تکانشگری و رفتاری:
در این روش درمان نیاز است که هم بر آموش والدین و هم بر روی آموزش رفتار کودک تمرکز شود، و هدف آن این امر است که کودک با کمترین میزان اضطراب و تنش که خود تشدید کننده این اختلال است به کمک همراهی والدین بتواند شیوه رفتار اثر بخش را جایگزین رفتار بد کارکرد کند.




مقالات مرتبط

انواع ساختار خانواده Types of family structure

۱۷۵ بازديد
ساختار خانواده-مهدی صارمی نژاد مشاور شیراز
انواع خانواده از دیدگاه روانشناسی Types of family structure :

مقدمه مطالعه این مطلب نیازمند این امر ست که ابتدا تعریفی از خانواده بیان شود که در ادامه ابتدا به تعاریف کلی درباره خانواده و سپس به تعاریف روانشناسی این واژه پرداخته شده است، بعد از آن به صورت خلاصه انواع خانواده از دیدگاه روانشناسی شرح داده شده، که این مطلب چکیده شده از کارگاه خانواده مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی می باشد.

خانواده چیست:
اینطور به نظر می رسد که کلمه خانواده نیاز به تعریف ندارد و تمامی افراد به راحتی می توانند آن را تعریف کنند اما این کلمه در هر فرهنگ و برای هر شخص دارای مفهومی متفاوت است پس با توجه به وجود این تفاوت ها بهتر است به توضیح آن پرداخته شود.
در فرهنگ لغت دانشگاهی مِریِم- وِبستر، خانواده به عنوان گروهی از افراد تعریف شده است که: (۱) از طریق اعتقادات فلسفی، مذهبی و … به هم پیوند خورده‌­اند، (۲) دارای اصل و نسب مشترک هستند و (۳) با هم زیر یک سقف زندگی می­‌کنند. در تعریف دیگری در فرهنگ و بستر چنین آمده است:
خانواده یک واحد زیستی- اجتماعی بنیادی در جامعه است که از دو یا چند نفر بزرگسال تشکیل شده است. که با هم زندگی می­‌کنند و در زمینه مراقبت و تربیت فرزندان (چه فرزندان زیستی، چه فرزند­خوانده‌­ها) با یکدیگر همکاری دارند.
در تعریفی جامع­تر، گلدنبرگ و گلدنبرگ (۱۹۹۶)، خانواده را نظامی اجتماعی و طبیعی می­‌دانند که مجموع‌ه­ای از قواعد را ایجاد می­‌کند. نقش‌هایی را برای اعضای خود طراحی و به آنها نسبت می­‌دهد. دارای ساخت سازمان­‌ یافته قدرت است. شکل‌های ظریفی از تعاملات آشکار و پنهان را ایجاد می‌­کند. دارای شیوه‌های مفصل و مبسوطی از مذاکره و حل مساله است که برای اعضا، انجام اثربخش تکالیف متعدد را میسر می‌سازد. آنها در ادامه، خانواده را یک خرده فرهنگ دانسته و معتقدند که بین اعضای آن یک رابطه عمیق و چند لایه براساس تاریخچه مشترک، فرضیه‌ها و ادراکات درونی‌ ­شده در مورد جهان و اهداف مشترک وجود دارد. آنها معتقدند که در نظام خانواده، افراد از طریق وفاداری­‌ها و دلبستگی‌های هیجانی قدرتمند، پایدار و متقابل به هم گره خورده‌اند. ورود به چنین نظام سازمان‌ یافته‌ای فقط از طریق تولد، فرزند خواندگی و ازدواج رخ می‌دهد.

برای اطلاعات بیشتر به این مقاله از آقای صارمی نژاد مراجعه کنید.

نظام خانواده بعد از مدتی با هم بودن به اعضای خود یک خود مختاری در عین حفظ عضویت خانوادگی آنها تا پایان عمر را عطا می­کند. خانواده از چنان قدرتی برخوردار است که با وجود جدایی احتمالی و فاصله زیاد بین اعضای خانواده، حتی تا زمان مرگ، تاثیر آن باقی می‌ماند.
تعریف روانشناسی خانواده:
با توجه به اهمیت خانواده و اینکه مطالعات فراوان نشان داده‌اند که اکثر مشکلات رفتاری و انحرافات افراد، ریشه در خانواده دارد و تحقق خانواده سالم در گرو برخورداری اعضای آن از سلامت روانی و داشتن ارتباطی مطلوب با یکدیگر است، روانشناسی خانواده نیز به مرور اهمیت یافت.
تعریف روانشناسی خانواده همچون دیگر مباحث روانشناسی، متناسب با نتایج تحقیقات علمی  تغییراتی یافته است. یکی از تعاریف اولیه روانشناسی خانواده چنین است:
روانشناسی خانواده با استفاده از دیدگاه سیستمی، تاکید سنتی روانشناسی بر فرد را گسترش می‌­دهد. در حالی که تاکید اولیه بر ازدواج و خانواده را حفظ می‌کند، با نگاه سیستمی، بر ماهیت و نقش افراد در ساختار روابط و همچنین به طور گسترده‌­تر در شبکه اجتماعی خانواده تمرکز می‌کند.
روانشناسی خانواده همچون دیگر علوم با روش‌­های مختلف تعریف خود را گسترش داده است. این رویکرد همانند خانواده‌ درمانی، خانواده را به عنوان یک واحد مداخله­‌ای درنظر می­‌گیرد و با تکیه بر فلسفه سیستمی و توجه بر زمینه، شامل فرایندهای خانواده و زناشویی در حوزه‌های نظری، تحقیقاتی و بالینی است. روانشناسی خانواده حتی از خانواده نیز فراتر رفته و نه تنها بر مفهوم رفتارها و تعاملات در خانواده، بلکه تعاملات ما بین خانواده‌ها و سایر سیستم‌های اجتماعی تاثیرگذار بر رشد نیز تاکید می­‌کند. این تاکید گسترده بر سیستم‌های اجتماعی در مفهوم سازی و مداخله، مشخصه اصلی مداخلات روان­شناسی خانواده در عصر حاضر بوده است.
مداخلات امروزی در سنت روانشناسی امروزی، شامل ارزیابی و توجه به سیستم‌­ها و سطوح مختلف تاثیرگذار اجتماع، همسالان، مدرسه و … در خانواده است. روان­شناسان علاوه بر تاکید بر مطالعه فرد و ویژگی‌های شخصیتی، فضای روانی حاکم بر خانواده را عنصری مهم می­‌دانند. همچنین معتقدند که این فضای روانی حاصل برهم‌کنش تعاملات، روابط و تجربیات فردی و بین‌­فردی اعضا خانواده با یکدیگر و همچنین با سیستم‌­های بزرگتر است.
روانشناسی خانواده ثابت کرده است که یک تخصص باثبات در روانشناسی معاصر است. بسیاری از تحقیقات، نظریه‌ها و تمرین‌­های بالینی روانشناسی خانواده طی دهه‌ها بدست آمده است. در حال حاضر ایده‌ها و تکنیک‌های روان­شناسی خانواده در قالب مدل‌های مفهومی در حال توسعه هستند. مداخلات پیچیده با استفاده از طرح‌ها، اندازه‌گیری­‌ها و تحلیل­‌های آماری پیشرفته، آزمایش و بررسی شده­‌اند و پیشرفت­‌های بسیاری در زمینه­‌های علمی، بالینی، نظری و سازمانی در روانشناسی خانواده مشهود است.
خانواده دارای انواع گوناگونی است که برای تشخیص و اثر بخشی بیشتر روند درمان توسط مشاور خانواده باید شناخت کامل درباره هر کدام از آن ها وجود داشته باشد تا به طبع بتوان نتیجه مطلوب تری را حاصل کرد. در ادامه مطلب به چکیده ای از توضیحات مهدی صارمی نژادروانشناس بالینی درباره انواع خانواده پرداخته شده است.

انواع ساختار خانواده Types of family structure :
  • خانواده هسته ای:
این خانواده رایج ترین نوع خانواده در جوامع و فرهنگ های گوناگون را شامل می شود که اعضای آن زن، شوهر و فرزند می باشند و در اصطلاح به آن خانواده زن و شوهری هم گفته  می شود.
 
  • خانواده گسترده:
خانواده های بزرگ را شامل می شود که از لحاظ روابط بین فردی پیچیده است. و در اصل خانواده هسته ای را شامل می شود که همراه با دیگر خویشاوندان باشد (شامل کسانی می شود که با هم رابطه خونی و نسبی دارند) و معمولا این خانواده شامل حلقه ای از چند نسل از افراد یک خانواده است که در کنار هم زندگی میکنند به طور مثال : پدر بزرگ، والدین، بچه، در بعضی مواقع عمو و خاله و...

در اصطلاح به این خانواده خانواده نسبی یا سه نسلی هم گفته می شود

  • خانواده ناتنی:
در این خانواده هر دو عضو تشکیل دهنده خانواد یا یکی از آنها قبلا متاهل بوده اند و یا به بیان دیگر یا یکی از آنها طلاق گرفته و یا بیوه شده است. این خانواده در سطوح پیچیده تر خانواده مخلوط هم نامیده می شود که در این مورد معمولا یکی از والدین یا هر دو از خانواده قبلی خود فرزند داشته باشند و فرزند آنها هم اکنون وارد خانواده جدید شده باشد.

بررسی این خانواده ها و موفقیت آمیز بودن روند جلساتشان شامل انجام دادن دو تکلیف مهم توسط اعضای آن است :
  1. والدین جدید باید تلاش کنند تا یکدیگر را در سلسه مراتب خانواده جدید بپذیرند
  2. فرزندان نیز بدون تجربه مشکلات مربوط به مراقبت ناشی از مرز های بد کارکرد یا مبهم در این خانواده ها والد جدید را بپذیرند
 
  • خانواده تک والدی:
در این خانواده یک والد زیستی (مادر یا پدر بیولوژیکی) و یا والدی به وسیله فرزند خواندگی وجود دارد.
و شامل دو نوع می باشد که یکی تک والدی دارای مادر و دیگری تک والدی دارای پدر است و این خانواده معمولا از سه طریق شکل می گیردکه شامل مواردی مثل:
  1. ناشی از طلاق والدین
  2. ناشی از مرگ یکی از والدین
  3. ناشی از انتخاب یا نیت والدین (مثلا پدر خانواده مهاجرت کرده و مادر نکرده و طلاقی هم صورت نگرفته اما از یک جایی به بعد مسیر دو والد از یکدیگر جدا شده است)

  • خانواده پدر سالار:
برتری پدر در خانواده نسبت به دیگر افراد در این خانواده وجود دارد و بیشتر تصمیم گیری ها در آن تحت کنترل پدر انجام می شود.

  • خانواده مادر سالار:
برتری در این خانواده نزد مادر است و دقیقا بر عکس خانواده پدر سالار عمل می کند.

  • خانواده مرکز گریز:
منابع خشنودی و ارضا اعضای خانواده اساسأ در خارج از این خانواده وجود دارد و اعضا برای رفع نیاز های خود به بیرون از خانواده خود پناه می برند. الزامآ در روابط بین اعضا این خانواده همبستگی وجود ندارد و هنگام ناکامی به خارج حوزه خانواده توجه می شود. فرزندان معمولا در این خانواده منزوی، آشفته و گوشه گیر هستند.

  • خانواده مرکز گرا:
 این خانواده درست برعکس خانواده های مرکزگریز عمل می کند و اعضا آن تعهدشان به خانواده خود مهمتر از تعهدشان به محیط خارج از خانواده است، از نظر روابط نقش ها در این خانواده در هم تنیده است جدایی بین اعضا دشوارو فرزندان معمولا خود محور و غیرمسئول بار می آیند و در نوجوانی اکثرأ درگیر اختلالاتی مثل اختلال خوردن (بی اشتهائی عصبی یا پر اشتهائی عصبی ) و اسکیزوفرنی می شوند.

  • خانواده اجماع طلب:
در این خانواده همواره اصرار بر توافق و پافشاری در آن در تمام مسائل دیده می شود. و ویژگی اصلی آن ها این امر است که اطلاعات از طریق هنجار های عینی مورد ارزیابی قرار نمی گیرد، جهان خارج برای آن ها غیر قابل پیش بینی است و از نظرشان توافق یکی از راهکار های اساسی برای دست یابی به امنیت است. پس همواره تمام افراد باید از این قانون پیروی کنند. این خانواده مرز های خشکی با جهان بیرونی دارند و همواره هر نوع بازخوردی را که در خصوص انتخاب های خود و دیگر شرایط می گیرند، رد می کنند.

  • خانواده تفرقه جو:
این خانواده در ایفای نقش مکمل عملکرد خوبی ندارند و برای جلب رضایت و حمایت بین اعضای خانواده رقابت وجود دارد.ائتلاف زناشویی در این نوع خانواده یا وجود ندارد یا بسیار ضعیف است و اتحاد نسلی یا جنسیتی به شدت درآن قابل مشاهده است و همچنین اتحاد بین نسلی بین والدین و کودک هم جنس هم مشاهده می شود.

  • خانواده متغییر:
در این مدل خانواده یا ترکیب افراد خانواده و یا مکان زندگی آنها به طور دائم در حال تغییر است.
مثلا به علت شغل پدر مکان زندگی افراد خانواده مدام در حال تغییر است و یا به علت مهاجرت یا مسائلی این چنین یکی از والدین و یا مثلا مادر و فرزند کوچک خانواده در زمان هایی مجبور بوده اند که از دیگر اعضا جدا زندگی کنند و مثلا کودکان در بازه های زمانی مختلف مراقب های مختلف دیگر مثل عمو و خاله و پدر بزرگ و... داشته اند که مدام تغییر کرده است.
  • خانواده ، خانواده محور:
این مدل بر اهمیت کلیت خانواده تاکید ویژه ای دارد و افراد تابع نیاز و کارکرد کل خانواده هستند.

  • خانواده فرزند محور:
هدف اصلی این خانواده رفع نیاز رشدی و رفاهی فرزندان است و حل مشکلات زناشوئی در این خانواده با تاخیر انجام می شود که این امر بیان کننده رشد منحرف خانواده (deviant symptoms) است.
  • خانواده کودک گونه:
در این گروه از خانواده ها زوجین با وجود تشکیل خانواده خود همچنان به والدین خود وابسته اند  و دلیل این وابستگی عدم بلوغ و احساس ضعف و بی کفایتی زوجین است.
  • خانواده نا متقارن:
یکی از والدین در این خانواده قدرتمند و سلطه گر است و والد دیگر به همان نسبت ضعیف و مطیع است

  • خانواده پیشرفت طلب:
رقابت در بین افراد خانواده در زمینه هایی مثل رشد توانایی هایی شخصی خود فرد است، اما دیگاه افراد آن نسبت به محیط خانواده عموما خوش بینانه است. لذا دیدگاه منفی معطوف به مردم است و رفتار والدین نیز با فرزندان عموما تند، خشن و خشک است. و این امر می تواند از سمت یکی از والدین یا هر دو آنها باشد.
  • خانواده قرینه :
روابط بین اعضا خانواده بر شباهت رفتاری مبتی است و اکثرأ برابری در  روابط این خانواده را شاهد خواهیم بود.

  • خانواده مکمل:
واضح است که روابط بین اعضا این خانواده مکمل است یعنی هر کدام کامل کننده دیگری است اما نه الزاما به شکل مثبت و به طور کلی میتوان گفت نابرابری در روابط این نوع خانواده دیده می شود.

در هر دو خانواده قرینه و مکمل چند ویژگی مشترک وجود دارد. مثلا نقش اعضا در این دو غالبأ خشک و سخت گیرانه تعریف شده است و عموما یا عملکرد هیجانی دارند و یا منطقی و کم پیش می آید که واکنش هایی در حد اعتدال از خود بروز دهند، اما باید توجه داشت که معمولا اگر زوجین روابط همتا و هم ارز را در این خانواده ها داشته باشند می توانند بهترین عملکرد را در هر دو خانواده ذکر شده رقم بزنند.

تاثیر بحران بر کودک و خانواده

۷۸ بازديد

تاثیر بحران بر کودک و خانواده-مهدی صارمی نژاد شیراز
تاثیر بحران هایی مثل داغدیدگی بر خانواده (تاثیر بحران بر کودکان) :

کودکان نیز بر آنچه برای آنها اتفاق می افتد آگاه هستند و معمولا ترس ها و اضطراب کودکان از بحران به عوامل دیگر تعمیم داده می شود، مثل ترس از تاریکی و...
عمده اختلالات رفتاری به دنبال حوادث شامل:
شب ادراری، انگشت مکیدن، از دست دادن کفایت خود نسبت  به قبل از حادثه، در خواست های نامحدود از والدین و...
معمولا کودکان به علت کنترل کمترشان بر خود در شرایط بحرانی دچار آسیب های بیشتری می شوند نوع و شدت آسیب بستگی به ماهیت و سطح گستردگی آسیب شناسی از حادثه و میزان حمایتی که از خانواده، اجتماع و ... می گیرند، معمولا کودکان پس از سانحه علائم استرس زیرسطح بالینی را نشان می دهد.
نکات مهم در آسیب شناسی بحران کودکان شامل:
۱.داشتن مکنیسم های انطباقی کمتر، ۲.کنترل کمتر بر وقایع و اتفاقات محیطی، ۳.آسیب پذیری فوق العاده نسبت به اثرات تروما، ۴. ممکن است پس از تروما (مرحله پیش عملیاتی ذهنی راحتی برای چند سال ادامه دهند)، ۵.محدودیت در انعطاف پذیری و انطباق با شرایط، ۶.فقدان انطباق می تواند رشد روانی و شخصیتی کودک را تحت تاثیر قرار دهد.
عوامل پیش بینی کننده در توان انطباقی اولیه در کودکان (عوامل موثر بر تاثیر بحران بر کودکان):
  • در معرض حادثه تروماتیک بودن
  • ویژگی های قبلی کودک
  • عوامل خانوادگی
  • عوامل عاطفی
  • عوامل شناختی
سبک شناختی و عاطفی به چه عواملی بستگی دارد:
  1. میزان نزدیکی به منطقه بحران
  2. میزان آگاهی از بحران
  3. آسیب بدنی
  4. میزان ناتوانی
  5. مشاهده جراحت یا مرگ خانواده و...
  6. ترس واقعی
  7. استمرار نابسامانی زندگی
  8. از دست دادن مایملک شخصی
  9. واکنش والدین و وسعت فروپاشی خانواده
  10. شرایط قبل بحران
  11. احتمال تکرار مجدد بحران
انواع آسیب های بحران خانواده:
  • مرگ یا جراحت فیزیکی اعضا خانواده
  • از دست دادن محل سکونت و دارایی ها
  • تغییر مکان و مدرسه
  • از دست دادن شغل و درآمد اقتصادی خانواده
  • بدکارکردی والدین
داغدیدگی:
درزمره مشکل ترین و آسیب زا ترین چالش های انسان است و شامل جنبه های عاطفی، روانی، اجتماعی و جسمانی است.
عوامل مرتبط با داغدیدگی شامل:
  1. فقدان حمایت اجتماعی یا دریافت حمایت ناچیز اجتماعی
  2. هم زمانی سوگ یا سایر بحران ها و نگرانی ها
  3. فقدان ثبات در روابط فرد با متوفی
  4. وجود روابط به شدت وابسته
تاثیر نوع مرگ و داغدیدگی:

مرگ ناگهانی
بدون آمادگی قبلی برای نزدیکان فرد رخ می دهد و نزدیکان دچار شوک شدید می شوند، افسردگی و نا امیدی و عدم پذیرش هم از مواردی است که معمولا با آن سرو کار دارند.
خودکشی
برای بازماندگان ایجاد خشم و احساس گناه را به همراه خواهد داشت و در بعضی موارد موجب گسستگی پیوند های اعضای خانواده (مثلا ازدواج) می شود.
مرگ مبهم و نا معلوم
برای نزدیکان فرد باعث سردرگمی و بلاتکلیفی می شود و خانواده در عین حال که امیدوار است دچار ترس و نگرانی هم می باشد و باعث افسردگی و ایجاد ترس در بین اعضای خانواده می شود.
نکته قابل توجه در بررسی این مورد این امر است که معمولا تحمل مرگ هایی در راه اهداف والا (شهادت و...) برای نزدیکان آسان تر است و آسیب های روانی این خانواده ها کمتر است.
بررسی داغدیدگی در خانواده ها شامل سه بعد می باشد:
  1. کودکان
  2. بزرگسالان
  3. سازگاری افراد
کودکان در داغدیدگی:
واکنش کودکان نسبت به فقدان بر اساس سن، میزان قرابت و نوع روابط عاطفی با فرد متوفی متفاوت است و توضیح والدین در رابطه با مرگ نیز قابل اهمیت است.
و نیز عواملی مثل جنسیت (دختر، پسر) بودن در نوع داغدیدگی موثر است به عنوان مثال دختران معمولا از والدین بیمار خود مراقبت می کنند اما پسران کمتر این کار را انجام می دهند لذا بعد از فوت والدین نقش دختران به کلی تغییر می کند در نتیجه سخت تر خواهد بود.
از دست دادن خواهر و برادر برای دیگر فرزندان معمولا موجب سردرگمی و ناامیدی می شود. در صورت داشتن بیماری سخت متوفی به علت شرایط موجود می تواند رفتار های افراط گونه والدین را به همراه داشته باشد به شکلی کهدر زمان بیماری تمام توجه خود را معطوف به کودک بیمار خود می کنند و بعد از فوت او تمام توجه به علت ترس ناشی از آن رویداد به سمت فرزند دیگر بر می گردد لازم به ذکر است که معمولا در دوقلو ها به علت یکی انگاشتن خود با خواهر یا برادرشان پس از فوت تروما های شدید تری را تجربه می کنند.
بزرگسالان و داغدیدگی:
مرگ فرزند در بزرگسالان می تواند باعث سردی در روابط زناشویی (بی میلی و ناتوانی) شود که در صورت ادامه گستگی خانواده را به همراه خواهد داشت.
مرگ همسر نیز، بیشترین آسیب ها را برای شخص به جای ماده به همراه دارد در صورت داشتن فرزند فرد بار سنگین پرورش فرزندان را به تنهایی به دوش می کشد و فرصت کافی برای سوگواری را به خود نمی دهد مخصوصا اگر فرزندان در سنین نوجوانی و کودکی قرار داشته باشند زیرا مسئولیت  های مالی آنها نیز به عهده والد باقی مانده می ماند لذا این والدین بیشترین سختی و فشار را متحمل می شوند اما در صورت نداشتن فرزند فوت همسر موجب تنهایی و بروز افسردگی و معمولا روی آوردن به انزوا در فرد می شود.
مرگ فرزند جوان در خانواده برای والدین غم و ناراحتی های فراوانی را به همراه دارد و امکان بروز طلاق را تا ۸۰ درصد در این خانواده ها افزایش می دهد و این والدین همواره احساس می کنند که موجب بی انصافی قرار گرفته اند لذا مدام درگیر تجربه احساس خشم در خود هستند.
مرگ فرزند در شرایط حادثه یا بیماری، در صورت ناگهانی بودن شوک شدید رخ می دهد لذا پذیرش در بین این خانواده ها روند کند تری را به همراه دارد اما در صورتی که فوت فرد به صورت تدریجی رخ دهد فرایند مرگ به تدریج با داغدیدگی تلفیق می شود در نتیجه افراد خانواده از نظر روانی آمادگی بیشتری برای این مسئله خواهد داشت.

برای مطالعه بیشتر به این مقاله از آقای صارمی نژاد مراجعه کنید.

سازگاری با داغدیدگی:
نکته قابل توجه در برررسی ای بخش این امر است که سازگاری در فرهنگ های مختلف متفاوت است و معمولا در ماه های اول با کاهش تدریجی نگرانی، انطباق تدریجی عملکرد و مشکلات سلامت روان و یا کاهش مصونیت جسمانی و افسردگی، اختلال اضطراب و اختلال در روابط بین فردی همراه است.
و در مراحل بعد ممکن است فرد دچار فقدان، احساس خشم، اعتراض و یا قهر با متوفی به علت ترک شدن و یا قهر با دیگران به علت خشم از آنها برای زنده بودن در غیاب متوفی شود. به طور کلی در سوگواری فرد به مرور خاطرات و ارتباط روانی متوفی می پردازد و به مرور فقدان را درک می کند و مرگ را می پذیرد لازم به ذکر است که تمامی مراحل با احساس دلتنگی ، حزن و فقدان همراه است.
این مراحل معمولا بین چند هفته تا چند ماه در شرایط عادی به طول می انجامد، اما پریشانی و اشتغال ذهنی در فرد داغ دیده بین یک سال یا بیش از یک سال امکان دارد که ادامه داشته باشد که این زمان به شرایط مختلفی بستگی دارد و یکی از مهمترین آنها طی شدن مراحل سوگواری است که قبلا در خلاصه کارگاه سوگ مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی که در این وبلاگ قرار داده شده است به صورت کامل به آن پرداخته شده است.

باید توجه داشت که وجود روابط خوب و پویا بین اعضای یک خانواده به تسهیل فرآیند داغداری کمک می کند در حالی که ضعف روابط نیز ممکن است منجر به ناسازگاری هایی در بلند مدت شود و علاوه بر این که زمان گذر کردن از فرآیند داغداری را دست کاری می کند این فرآیند را برای افراد سخت تر هم میکند. در نتیجه بهتر است در این شرایط از یک متخصص کمک بگیرید.