آرشیو شهریور ماه 1403

روانشناسی علمی را با روانشناس بالینی می آموزیم

اختلال هویت

۴۱ بازديد
اختلال هویت-مهدی صارمی نژاد روانشناس

اختلال هویت :


اختلال هویت به نوعی وضعیت روانی اشاره دارد که در آن فرد در درک یا احساس هویت خود دچار سردرگمی، تغییر یا ناپایداری می‌شود. این اختلال می‌تواند به شکل‌های مختلفی بروز کند و معمولاً در شرایط استرس‌زا، مشکلات عاطفی یا تجربه‌های دشوار زندگی ظاهر می‌شود. در این مطلب که چکیده ای از کارگاه اشنایی با اختلالات مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی شیراز است قصد داریم تا به صورت خلاصه و به زبان ساده این اختلال را شرح دهیم.


انواع اختلالات هویت:
 
1. اختلال هویت تجزیه‌ای (Dissociative Identity Disorder): در این نوع اختلال، فرد ممکن است هویت‌های متعدد داشته باشد که هرکدام رفتارها، خاطرات و ویژگی‌های خاص خود را دارند. فرد ممکن است بین این هویت‌ها جابه‌جا شود بدون اینکه به طور کامل آگاهی از وجود سایر هویت‌ها داشته باشد.
 
2. اختلال هویت جنسی (Gender Dysphoria): این اختلال زمانی رخ می‌دهد که فرد با هویت جنسیتی که از لحاظ بیولوژیکی با آن متولد شده است، احساس عدم تطابق می‌کند. این موضوع می‌تواند باعث ناراحتی و استرس شدید شود و همچنین سبب شود که فرد با توجه به فرهنگ جامعه و خانواده و... همواره دچار فشار های متعدد روانی به دلیل این عدم تطابق گردد.
 
3. بحران هویت (Identity Crisis): نوعی سردرگمی موقت در شناخت هویت شخصی که معمولاً در دوران نوجوانی یا در شرایط تغییرات بزرگ زندگی مانند ازدواج، طلاق، یا تغییر شغل رخ می‌دهد.
 
این اختلالات ممکن است نیاز به درمان‌های روان‌شناسی و مشاوره داشته باشند و در برخی موارد مداخلات دارویی نیز ممکن است کمک‌کننده باشند. برای نوبت دهی میتوانید از طریق این لینک اطلاعت کسب کنید: www.mehdisareminezhad.ir

میزان شیوع اختلال هویت: 
شیوع این اختلال بسته به نوع و جمعیت مورد بررسی، متفاوت است. به طور خاص، برای اختلال هویت تجزیه‌ای (Dissociative Identity Disorder) و اختلال هویت جنسیتی (Gender Dysphoria)، آمارها به شرح زیر هستند:
 
1. اختلال هویت تجزیه‌ای (DID): این اختلال نسبتاً نادر است. تخمین زده می‌شود که حدود 1 تا 2 درصد از جمعیت عمومی به این اختلال مبتلا باشند. با این حال، در برخی از جمعیت‌های خاص مانند افراد دچار تروما یا سوءاستفاده جنسی، میزان شیوع ممکن است بیشتر باشد.
 
2. اختلال هویت جنسیتی (Gender Dysphoria): شیوع این اختلال در مطالعات مختلف متفاوت است، اما به طور کلی تخمین زده می‌شود که حدود 0.1 تا 0.6 درصد از بزرگسالان به این اختلال مبتلا باشند. در دهه‌های اخیر، میزان تشخیص این اختلال در میان جوانان و نوجوانان در حال افزایش است.
 
3. بحران هویت (Identity Crisis): به عنوان یک وضعیت گذرا و معمولاً موقت، شیوع دقیقی برای بحران‌های هویتی وجود ندارد، اما این نوع مشکلات به ویژه در دوران نوجوانی و جوانی بسیار شایع است و تقریباً همه افراد در دوره‌ای از زندگی خود درجاتی از بحران هویت را تجربه می‌کنند.
 
این آمارها تخمینی هستند و به دلیل پیچیدگی‌های تشخیصی و تفاوت‌های فرهنگی ممکن است متفاوت باشند. شیوع اختلال هویت بسته به نوع آن، می‌تواند در میان زنان و مردان متفاوت باشد، که در ادامه به بررسی آن پرداخته می شود.
 
1. اختلال هویت تجزیه‌ای (Dissociative Identity Disorder - DID): این اختلال بیشتر در زنان تشخیص داده می‌شود. زنان نسبت به مردان به دلایل مختلفی، از جمله میزان بالاتر تجربه تروماهای روانی مانند سوءاستفاده‌های جنسی و عاطفی در کودکی، بیشتر در معرض این اختلال قرار می‌گیرند. برخی مطالعات نشان می‌دهند که نسبت ابتلا در زنان می‌تواند تا 9 برابر بیشتر از مردان باشد.
 
2. اختلال هویت جنسیتی (Gender Dysphoria): تفاوت در شیوع این اختلال بین مردان و زنان پیچیده‌تر است. به طور کلی، افراد دچار به این اختلال در هر دو جنس وجود دارند، اما در برخی از مطالعات، تعداد مردان (به خصوص مردانی که به زن‌بودن گرایش دارند) بیشتر گزارش شده است. در مقابل، در دهه‌های اخیر میزان تشخیص در زنان نیز افزایش یافته است.
 
3. بحران هویت (Identity Crisis): این مشکل گذرا و مشترک میان زنان و مردان است و تفاوت بارزی در شیوع آن بین دو جنس وجود ندارد، زیرا بیشتر به مراحل رشدی و تغییرات زندگی بستگی دارد.
 
در مجموع، تفاوت در شیوع اختلال هویت میان زنان و مردان بستگی به نوع اختلال و عوامل محیطی و روانی دارد.

نوجوانی و اختلال هویت:
اختلال هویت در نوجوانان یکی از مسائل مهم روان‌شناسی است، زیرا دوران نوجوانی زمانی است که افراد به طور طبیعی در حال کشف و شکل‌دهی به هویت خود هستند. در این دوران، نوجوانان ممکن است با سردرگمی‌های مختلفی در مورد هویت شخصی، جنسی، شغلی و اجتماعی خود مواجه شوند. این وضعیت می‌تواند به بحران‌های هویتی و در برخی موارد به اختلالات جدی‌تر منجر شود. و لازم است که در صورت بروز نشانه هایی که در ادامه به آن اشاره می شود بهتر است خانواده ها برای عبور فرزند خود از این بحران از افراد متخصص در این زمینه کمک بگیرند.
 
برای مطالعه مطالبی از این دست می توانید روی این قسمت کلیک کنید: روانشناسی به زبان ساده 

انواع اختلال هویت در نوجوانان:
 
1. بحران هویت (Identity Crisis): این نوع بحران بسیار شایع است و معمولاً بخشی از فرآیند طبیعی رشد در دوران نوجوانی محسوب می‌شود. نوجوانان در تلاش برای شناخت خود، ارزش‌ها و اهداف خود هستند و ممکن است به صورت موقت دچار سردرگمی شوند. این بحران می‌تواند با علائم اضطراب، افسردگی، گوشه‌گیری اجتماعی و تغییر در رفتارها همراه باشد.
 
2. اختلال هویت جنسیتی (Gender Dysphoria): در این اختلال، نوجوانان ممکن است احساس کنند که جنسیت بیولوژیکی آنها با هویت جنسیتی‌شان مطابقت ندارد. این موضوع می‌تواند باعث ایجاد استرس، ناراحتی شدید و مشکلات عاطفی شود. افزایش دسترسی به اطلاعات و تغییرات اجتماعی در سال‌های اخیر باعث شده تا نوجوانان بیشتر در مورد هویت جنسیتی خود فکر کنند و در صورت نیاز به دنبال کمک‌های تخصصی باشند.
 
3. اختلال هویت تجزیه‌ای (Dissociative Identity Disorder - DID): این اختلال در نوجوانان نادر است اما می‌تواند در مواردی که نوجوانان تحت تروماهای شدید یا سوءاستفاده قرار گرفته‌اند، رخ دهد. در این حالت، ممکن است نوجوانان هویت‌های متفاوتی را تجربه کنند که هر یک شخصیت و ویژگی‌های خاص خود را دارند.
 
 علائم هشداردهنده اختلال هویت در نوجوانان:
 
- سردرگمی مداوم در مورد خود و آینده
- تغییرات ناگهانی در ظاهر، سبک لباس پوشیدن یا رفتار
- گوشه‌گیری یا انزوای اجتماعی
- افکار خودکشی یا خودآزاری
- تغییر در دوستان یا تغییر مداوم در گروه‌های اجتماعی
 
 درمان این بحران :
 حمایت از نوجوانان در این دوران بسیار مهم است. مشاوره با روان‌شناس، درمان‌های شناختی-رفتاری، گروه‌درمانی و در صورت نیاز درمان دارویی می‌تواند به نوجوانان کمک کند تا با چالش‌های هویتی خود کنار بیایند و هویت خود را به صورت مثبت شکل دهند. حمایت خانواده نیز نقشی کلیدی در این فرایند دارد. که در ادامه به بررسی بیشتر آن ها پرداخته می شود.

 روش های درمانی اختلال هویت:
روش‌های درمانی اختلال هویت به نوع اختلال و شدت آن بستگی دارد. درمان این اختلالات معمولاً ترکیبی از روش‌های روان‌درمانی و در برخی موارد دارودرمانی است. در ادامه به روش‌های درمانی رایج و کاربردی برای انواع اختلالات هویت اشاره می‌شود:
 
 ۱. روان‌درمانی (Psychotherapy)
   - درمان شناختی-رفتاری (CBT):این روش به تغییر الگوهای فکری و رفتاری ناسالم کمک می‌کند و به فرد آموزش می‌دهد که چگونه با احساسات و افکار هویتی خود به‌درستی برخورد کند.
   - درمان رفتاری دیالکتیکی (DBT): این روش به‌ویژه برای افرادی که مشکلات تنظیم عاطفی دارند و یا رفتارهای خودآزاری نشان می‌دهند مفید است. DBT به بهبود مهارت‌های ارتباطی، تنظیم عواطف و مدیریت بحران‌ها کمک می‌کند.
   - درمان متمرکز بر تروما (Trauma-Focused Therapy): این روش برای اختلال هویت تجزیه‌ای و افرادی که تجربه‌های تروما دارند مفید است. درمان‌های مانند EMDR (حساسیت‌زدایی و پردازش مجدد با حرکات چشم) نیز می‌تواند در کاهش علائم موثر باشد.
 
۲. درمان‌های خانواده‌محور (Family Therapy)
   - مشاوره خانوادگی:برای اختلالات هویتی در نوجوانان و جوانان، مشاوره خانوادگی می‌تواند به بهبود ارتباطات و کاهش تنش‌ها کمک کند. این روش باعث می‌شود که خانواده‌ها بهتر درک کنند چگونه از فرد حمایت کنند.
 
۳. گروه‌درمانی (Group Therapy)
   - گروه‌درمانی به افراد این امکان را می‌دهد که با دیگرانی که تجربه‌های مشابه دارند، ارتباط برقرار کنند. این محیط حمایتی می‌تواند به تقویت هویت و افزایش اعتماد به نفس کمک کند.
 
۴. دارودرمانی (Medication)
   - در برخی موارد، به‌ویژه زمانی که اختلال هویت با علائم دیگری مانند افسردگی، اضطراب یا اختلالات خلقی همراه است، ممکن است داروهای ضدافسردگی، ضداضطراب یا داروهای تثبیت‌کننده خلق تجویز شوند. این داروها به کاهش علائم و تسهیل فرآیند درمان کمک می‌کنند.
 
۵. حمایت‌های اجتماعی و آموزشی
   - حمایت از طرف مدارس و محیط‌های آموزشی: ایجاد محیط‌های حمایتی در مدارس و دانشگاه‌ها می‌تواند به کاهش استرس‌های مرتبط با هویت کمک کند.
   - آموزش مهارت‌های زندگی: شامل مهارت‌های مدیریت استرس، حل مسئله و مهارت‌های اجتماعی که می‌تواند در ساختن هویت مثبت و کاهش سردرگمی‌ها مؤثر باشد.
 
۶. آموزش روانی (Psychoeducation)
   - آموزش به فرد و خانواده درباره ماهیت اختلال و راه‌های مقابله با آن می‌تواند باعث کاهش نگرانی و افزایش همکاری در روند درمان شود.
 
۷. درمان‌های هویتی (Identity Therapy)
   - این روش‌ها شامل تمریناتی برای شناسایی و تقویت ارزش‌ها، باورها و اهداف فرد است که به او کمک می‌کند تا به هویت محکم‌تری دست یابد.
 
این روش‌های درمانی با توجه به نیازهای خاص هر فرد و شدت اختلال متفاوت خواهد بود. بهتر است با یک متخصص روان‌شناس یا روان‌پزشک برای انتخاب مناسب‌ترین روش درمانی مشورت شود.

اختلال خوردن Bulimia Nervosa

۵۲ بازديد
اختلال خوردن-مهدی صارمی نژاد روانشناس شیراز
اختلال خوردن یا پرخوری عصبی Bulimia Nervosa

پرخوری عصبی چیست؟
اختلال پرخوری عصبی یا "بولیمیا نروزا" (Bulimia Nervosa) نوعی اختلال خوردن است که با دوره‌های مکرر پرخوری و به دنبال آن رفتارهایی برای جبران، مانند استفراغ عمدی، استفاده از ملین‌ها، ورزش بیش از حد، یا روزه گرفتن، مشخص می‌شود. افراد مبتلا به بولیمیا معمولاً در یک دوره زمانی کوتاه مقدار زیادی غذا می‌خورند (پرخوری) و سپس سعی می‌کنند با روش‌هایی که به آنها اشاره شد، از افزایش وزن جلوگیری کنند.

این اختلال می‌تواند به دلایل مختلفی از جمله فشارهای اجتماعی، اضطراب، افسردگی، یا مشکلات در کنترل وزن ایجاد شود. بولیمیا می‌تواند عوارض جدی جسمی و روانی داشته باشد، از جمله عدم تعادل الکترولیت‌ها، مشکلات قلبی، آسیب به سیستم گوارشی، و اختلالات خلقی.
در ادامه این مطلب که برگرفته از کارگاه آشنایی با اختلالت مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی شیراز می باشد به شناخت این اختلال و بررسی نشانه های آن و روش های درمانی پرداخته شده است.

نشانه های پرخوری عصبی چیست؟
نشانه‌های اختلال پرخوری عصبی (بولیمیا نروزا) می‌تواند جسمی و رفتاری باشد. برخی از مهم‌ترین نشانه‌ها عبارتند از:

نشانه‌های رفتاری:
1. پرخوری دوره‌ای: مصرف مقدار زیادی غذا در مدت کوتاه، که معمولاً با احساس از دست دادن کنترل همراه است.
2. رفتارهای جبرانی نامناسب: مانند استفراغ عمدی، استفاده از ملین‌ها، روزه‌داری، یا ورزش بیش از حد برای جلوگیری از افزایش وزن.
3. پنهان‌کاری: افراد مبتلا به بولیمیا ممکن است رفتارهای خود را مخفی کنند و به صورت پنهانی پرخوری و استفراغ کنند.
4. نگرانی بیش از حد در مورد وزن و ظاهر: این افراد معمولاً بسیار نگران وزن و شکل بدن خود هستند.
5. الگوهای غذایی نامنظم: مانند خوردن غذاهای بسیار کم‌کالری در طول روز و سپس پرخوری در شب.

نشانه‌های جسمی:
1. آسیب به دندان‌ها: استفراغ مکرر می‌تواند باعث پوسیدگی دندان‌ها و تحلیل مینای دندان شود.
2. التهاب گلو و غدد بزاقی: به دلیل استفراغ مکرر، گلو و غدد بزاقی ممکن است متورم و دردناک شوند.
3. عدم تعادل الکترولیت‌ها: که می‌تواند منجر به عوارض جدی مانند نامنظمی ضربان قلب، مشکلات کلیوی، و حتی ایست قلبی شود.
4. زخم‌ها یا خراش‌های روی دست‌ها: که ممکن است ناشی از استفراغ عمدی باشد (معمولاً به عنوان "علامت راسل" شناخته می‌شود).
5. نوسانات وزن: وزن این افراد ممکن است به طور مکرر تغییر کند و به سادگی قابل پیش‌بینی نباشد.

نشانه‌های روانی:
1. احساس گناه یا شرم: پس از دوره‌های پرخوری، افراد ممکن است احساس گناه یا شرم شدید کنند.
2. اختلالات خلقی: از جمله افسردگی و اضطراب که می‌تواند با بولیمیا همراه باشد.
3. عزت نفس پایین: که معمولاً با نارضایتی از بدن و وزن خود ارتباط دارد.

شیوع این اختلال:
شیوع اختلالات خوردن به طور کلی در میان بانوان بیشتر از آقایان است. با این حال، این تفاوت‌ها بستگی به نوع اختلال خوردن دارد. در زیر به شیوع این اختلالات در بانوان و آقایان اشاره می‌شود:

1. اختلال پرخوری عصبی (بولیمیا نروزا):
   - بانوان: این اختلال به طور قابل توجهی بیشتر در میان بانوان شایع است. به طور معمول، نسبت شیوع این اختلال در بانوان به آقایان حدود 1 به 10 است، یعنی برای هر 10 زن مبتلا به بولیمیا، تنها 1 مرد به این اختلال مبتلا می‌شود.
   - آقایان: هرچند بولیمیا در میان آقایان نادرتر است، اما همچنان تعداد قابل توجهی از مردان نیز به این اختلال مبتلا می‌شوند. در سال‌های اخیر، آگاهی و شناخت بیشتر از این اختلال در میان آقایان منجر به افزایش موارد گزارش شده شده است.

2. اختلال بی‌اشتهایی عصبی (آنورکسیا نروزا):
   - بانوان: این اختلال هم به طور عمده در بانوان مشاهده می‌شود، با نسبتی مشابه با بولیمیا (حدود 1 به 10).
   - آقایان: هرچند نسبت آقایان مبتلا به آنورکسیا کمتر از بانوان است، اما این اختلال می‌تواند در مردان نیز اتفاق بیافتد و اغلب به دلیل عدم شناخت یا انکار، دیرتر تشخیص داده می‌شود.

 3. اختلال پرخوری (Binge Eating Disorder):
   - بانوان: این اختلال نیز در بانوان شایع‌تر است، اما نسبت شیوع آن نسبت به بولیمیا و آنورکسیا کمتر است. برای هر 3 زن مبتلا به این اختلال، تقریباً 2 مرد وجود دارد.
   - آقایان: در مقایسه با بولیمیا و آنورکسیا، این اختلال در آقایان شیوع بیشتری دارد و به نسبت مشابهی با بانوان دیده می‌شود.

دلایل تفاوت در شیوع این دست اختلالات:
   - عوامل فرهنگی و اجتماعی: فشارهای فرهنگی برای داشتن بدنی لاغر و ایده‌آل‌های زیبایی بیشتر بر بانوان تأثیر می‌گذارد.
   - عوامل روان‌شناختی: زنان معمولاً حساسیت بیشتری به وزن و شکل بدن خود نشان می‌دهند که می‌تواند آنها را بیشتر در معرض این اختلالات قرار دهد.
   - تشخیص و گزارش: مردان ممکن است کمتر تمایل به گزارش این مشکلات داشته باشند یا به دلیل استیگما (برچسب اجتماعی)، کمتر به دنبال کمک باشند.
به طور کلی، هرچند اختلالات خوردن در بانوان بیشتر شایع است، اما این اختلالات می‌توانند برای هر دو جنس مشکلات جدی ایجاد کنند و نیازمند توجه و درمان مناسب هستند.

درمان:

درمان اختلال پرخوری عصبی (بولیمیا نروزا) معمولاً شامل ترکیبی از روش‌های مختلف است که به بیمار کمک می‌کنند تا رفتارهای پرخوری و رفتارهای جبرانی ناسالم خود را کنترل کرده و بهبودی پایدار پیدا کنند. درمان می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

 1. روان‌درمانی:
   - رفتاردرمانی شناختی (CBT): این روش معمول‌ترین و موثرترین روش درمان بولیمیا است. CBT به بیمار کمک می‌کند تا الگوهای فکری منفی و رفتارهای ناسالم مرتبط با خوردن و وزن را شناسایی کرده و تغییر دهد. همچنین به بیمار آموزش داده می‌شود که چگونه عادت‌های سالم‌تری در زمینه غذا خوردن و واکنش به استرس پیدا کند.
   - روان‌درمانی بین فردی (IPT): این نوع درمان بر بهبود روابط بین فردی و کاهش استرس‌هایی که ممکن است باعث پرخوری شود، تمرکز دارد.
   - درمان گروهی: در برخی موارد، جلسات گروهی با دیگر افراد مبتلا به اختلالات خوردن می‌تواند به بیمار کمک کند تا از تجربه‌های دیگران یاد بگیرد و حمایت اجتماعی بیشتری دریافت کند.

 2. دارودرمانی:
   - داروهای ضدافسردگی: برخی از داروهای ضدافسردگی، مانند مهارکننده‌های بازجذب سروتونین (SSRIs) مثل فلوکستین، می‌توانند به کاهش علائم بولیمیا کمک کنند، به ویژه اگر همراه با افسردگی یا اضطراب باشد. این داروها می‌توانند به کاهش فراوانی دوره‌های پرخوری و رفتارهای جبرانی کمک کنند.

 3. مشاوره تغذیه:
   - آموزش تغذیه‌ای: یک متخصص تغذیه می‌تواند به بیمار کمک کند تا الگوهای غذایی سالم‌تری را به جای پرخوری و رفتارهای جبرانی ایجاد کند. این شامل آموزش درباره تغذیه مناسب، برنامه‌ریزی وعده‌های غذایی و ایجاد رابطه‌ای سالم‌تر با غذا است.
   - نظارت بر وزن و تغذیه: در برخی موارد، نظارت مداوم بر وزن و تغذیه بیمار می‌تواند به ارزیابی پیشرفت و اصلاح نیازهای درمانی کمک کند.

4. حمایت خانوادگی و اجتماعی:
   - درمان خانوادگی: در صورتی که بیمار نوجوان باشد یا حمایت خانوادگی ضعیفی داشته باشد، درمان خانوادگی می‌تواند مفید باشد. این نوع درمان به اعضای خانواده کمک می‌کند تا یاد بگیرند چگونه از بیمار حمایت کنند و فشارهایی که ممکن است باعث بولیمیا شود را کاهش دهند.
   - گروه‌های حمایتی: پیوستن به گروه‌های حمایتی می‌تواند به بیماران کمک کند تا درک بهتری از بیماری خود داشته باشند و از تجربه‌های دیگران استفاده کنند.

 5. درمان‌های پزشکی:
   - مراقبت‌های پزشکی: از آنجا که بولیمیا می‌تواند عوارض جسمی جدی داشته باشد، برخی بیماران ممکن است نیاز به مراقبت‌های پزشکی مداوم برای مدیریت عوارضی مانند مشکلات قلبی، عدم تعادل الکترولیت‌ها یا آسیب به سیستم گوارشی داشته باشند.

6. درمان در بیمارستان یا بستری:
   - در موارد شدید بولیمیا که رفتارهای جبرانی یا مشکلات جسمی جدی وجود دارد، ممکن است بستری در بیمارستان یا مراکز درمانی ویژه ضروری باشد تا وضعیت بیمار به صورت مداوم تحت نظر قرار گیرد و درمان‌های تخصصی‌تری ارائه شود.

نتیجه گیری:
باید توجه داشتن که درمان بولیمیا نروزا نیاز به صبر و حمایت دارد و ممکن است چندین ماه تا چند سال طول بکشد تا بهبودی کامل حاصل شود. و این میزان ارتباط کامل با همکاری فرد درگیر با اختلال و ارتباط موثرش با درمانگر دارد. همچنین حمایت مداوم از بیمار و توجه به نیازهای جسمی و روانی او در طول فرایند درمان بسیار مهم است.