چهارشنبه ۱۵ آذر ۰۲ | ۲۱:۲۳ ۷۲ بازديد
اختلال شخصیت مرزی یا ناپایدار در مرز روان نژندی Neurosis و روان پریشی Psychosis قرار دارد.مشخصه های اصلی این اختلال شامل سطوح گسترده ای از ناپایداری ها می شود که می توان به ناپایداری در انواع زمینه ها مثل حالات عاطفی، خلق پریشان، احساس ترس شدید از تنهایی و رها شدن و... اشاره کرد؛ باید توجه داشت که این زمینه ها الزاما وابسته به هم نیستند و در واقع خودشان آنقدر گسترده اند که افراد مبتلا به اختلالهای کاملا متفاوت هم میتوانند متناسب با نشانه های تشخیص این اختلال باشند و روانشناسان نیز با توجه به این طیف گسترده هر کدام این اختلال را با سطح خاصی از ویژگی های ناپایدار فرد مطرح کرده اند.
ویژگی افراد درگیر با اختلال شخصیت مرزی به صورت خلاصه میتواند شامل الگوی فراگیر بیثباتی در روابط بینفردی، خودانگاره و عواطف، به همراه تکانشگری، رفتارهای خودکشی، آسیب زدن به بدن و برش بدن(معمولا به صورت سطحی در ساعد و مچ دست)، تجربه احساسهای مزمن پوچی به صورت دوره ای یا مداوم و اندیشهپردازی پارانویایی گذرا است که در اوایل بزرگسالی آغاز شده و در زمینههای گوناگون خود را نشان میدهد
این اختلال شایعترین اختلالی است که در مورد بیمارن سرپایی صورت میگیرد. یک تا سه درصد مردم این اختلال را دارند و زنان سه برابر مردان دچار آن میشوند. اما به علت طیف گسترده علائم آن تاکنون امار دقیقی از میزان شیوع آن بیان نشده است، بیشتر افراد درگیر با این اختلال را بزرگسال تشکیل می دهند و بخش کوچکی از افراد شامل نوجوانان (در آغاز نوجوانی) می باشد.
علائم اختلال شخصیت ناپایدار-مرزی:
طبق DSM4 وجود حداقل 5 نشانه از مشکلات زیر قبل از هر گونه تشخیص برای اختلال مرزی لازم است :
1-دارابودن الگوی ناپایدار در روابط میان فردی شدت این عدم تعادل زیاد است و بین ایده آل بودن و بی ارزش بودن نوسان دارد، اصولا این افراد دارای تفکر سیاه و سفید و خوب و بد هستند و رفتار آنها بین این دو در گردش است. به طور مثال در رابطه با یک نفر خیلی سریع صمیمی و خیلی هم سریع دشمن میشوند.
2-احساسات نامتعادلی را تجربه می کنند، مثلا یک روز بسیار خشمگین و یک روز شدیدا خوشحال هستند.
3-عصبانیت بیش از اندازه و اشکال در کنترل عصبانیت و خشم، بر سر مسائل پیش پا افتاده هم واکنش خشم شدیدی را از خود نشان می دهند.
4-خیالپردازی و توهم، تا جایی که حتی ممکن است خیالپردازی های او به حس سوء ظن نسبت به دیگران منجر شود.
5-نداشتن تصویر درست و پایدار از خود، یک روز احساس میکنه دوست داشتنی و با استعداد هست و یک روز احساس ناتوانی و مورد علاقه نبودن میکنه.این بیماران کارشونو زیاد عوض میکنند زیرا فکر میکنند هیچ کاری برایشان مناسب نیست.
6-هویت ناپایدار که آشکارا آشفته یا تحریف شده است و سبب احساس شدید پوچ و بی ارزش بودن در فرد می شود.
7-تلاش زیاد برای جلوگیری از طرد شدن (واقعی و خیالی)، این بیماران در درون خود فکر میکنند که نیازمند کمک و همفکری دیگران هستند و ترس زیادی از تنها گذاشته شدن و مورد علاقه نبودن دارند، در نتیجه بیش از اندازه به افراد مشخصی عشق و علاقه خود را ابراز میکنند تا دوستی و پشتیبانی آنان را برای همیشه داشته باشند حتی زمانیکه خطر طرد شدن از جانب دیگران وجود ندارد هنوز احساس طرد و تنها ماندن میکنند.
8-انجام رفتارهای مخرب و تکانشی مثل شرکت در روابط جنسی بی قید و بند و اختلال در غذا خوردن و مصرف مواد مخدر و رانندگی های پر خطر
9-رفتار خودکشی گرایانه مکرر مثل تهدید نزدیکان به انجام این کار یا بازی کردن با زخمهای در حال خوب شدن و آسیب رساندن به خود با چاقو : تعداد زیادی از بیماران ناپایدار حداقل یکبار در زندگی دست به خودکشی یا تهدید به خودکشی کرده اند.
10-بی ثباتی هیجانی که عمدتا به علت واکنش پذیری خلقی است و به مدت چند ساعت یا چند روز دوام می آورد.
11- افکار پارانوئید زودگذر در ارتباط با استرس یا نشانه های گسیختگی شدید
علل و عوامل مربوط به اختلال شخصیت ناپایدار:
آزار و اذیت و غفلت پدر و مادر از بچه ها باعث ایجاد این اختلال خواهد شد باید توجه داشت که کودک آزاری فقط کتک زدن یا داد زدن سر بچه ها نیست، کودک آزاری شامل ندیده گرفتن احساسات بچه ها و درک نکردن احساس آنها هم می شود و یا همچنین انتقاد بیش از حد از کودک که باعث شرمندگی در او خواهد شد. به علاوه تحقیقات علمی نشان میدهد این اختلال دارای ریشه های ارثی است.
باید توجه داشت که پوست روانی بیماران ناپایدار بسیار نازک و حساس است و با کوچکترین مساله ای رنج و احساسات بدی را تجربه خواهند کرد.
این اختلال در دو گروه از خانواده ها بیشتر دیده می شود:
1. خانواده هایی که خیلی به یکدیگر وابسته هستند 2. خانواده های بی احساس و یا خانواده هایی که در انکار هستند.
1. خانواده هایی که خیلی به یکدیگر وابسته هستند 2. خانواده های بی احساس و یا خانواده هایی که در انکار هستند.
در خانواده های وابسته حد و مرز بین روابط افراد اصلا وجود ندارد و اعضا در فکر، احساس و زندگی یکدیگر به طور افراطی دخالت می کنند و استقلال و جدایی در این خانواده ها تقریبا ممنوع است و با ارزش های خانواده تناقض دارد لذا افراد خانواده حتی با وجود شرایط سختی که در آن قرار دارند به سختی می توانند خود را از این شرایط نجات دهند مگر افرادی که تمایز یافته می شوند لذا بستر این خانواده به راحتی می تواند سبب بروز چنین اختلالی شود.
و در خصوص خانواده های بی احساس یا در انکار معمولا فرزند به دلیل مشکلات والدین مثلا افسرگی شدید مادر و... مورد توجه واقع نمی شود و حتی مورد سرزنش و سرکوفت و این قبیل رفتار های آسیب زا هم قرار می گیرد و مدام از طرف والدین سرکوب می شود و هر چه تلاش می کند تا نظر والدین را جلب کند باز هم پاسخ های متفاوتی از آنها دریافت می کند که این سبب به هم ریختگی و احساس سرکوب و شکست در او می شود و می تواند زمینه این اختلال را به راحتی فراهم کند. لازم به ذکر است که خیلی از کسانی که ناپایدارند ممکن است در کودکی مورد آزار جنسی و غیر جنسی قرارگرفته باشند.
درمان:
درمان این اختلال دشوار است، و خیلی از روانشناسها با ناپایدارها کار نمیکنند زیرا معمولا این افراد یا برای درمان مراجعه نمی کنند و یا با میل شخصی خود به درمان نمی روند که همین امر باعث می شود آن ارتباط اثر بخش بین مراجعه کننده و درمان گر شکل نگیرد و چالش بعدی در کار کردن با افراد درگیر با این اختلال این امر است که آنها قبول نمیکند مشکل دارند و همواره دیگران را مقصر میدانند لذا اگر روند درمان هم ادامه پیدا کند بعد از مدتی که درمانگر برای او بزرگترین روانشناس بود یکدفعه به بدترین روانشناس تبدیل می شوید و همان طور که گفته شد این مشکلات کار کردن با این افراد را بسیار سخت می کند. و همچنین دارو این اختلال را درمان نمی کند فقط میتوان به کمک آن اضطراب و افسردگی فرد را کاهش داد.
درمان:
درمان این اختلال دشوار است، و خیلی از روانشناسها با ناپایدارها کار نمیکنند زیرا معمولا این افراد یا برای درمان مراجعه نمی کنند و یا با میل شخصی خود به درمان نمی روند که همین امر باعث می شود آن ارتباط اثر بخش بین مراجعه کننده و درمان گر شکل نگیرد و چالش بعدی در کار کردن با افراد درگیر با این اختلال این امر است که آنها قبول نمیکند مشکل دارند و همواره دیگران را مقصر میدانند لذا اگر روند درمان هم ادامه پیدا کند بعد از مدتی که درمانگر برای او بزرگترین روانشناس بود یکدفعه به بدترین روانشناس تبدیل می شوید و همان طور که گفته شد این مشکلات کار کردن با این افراد را بسیار سخت می کند. و همچنین دارو این اختلال را درمان نمی کند فقط میتوان به کمک آن اضطراب و افسردگی فرد را کاهش داد.
نتیجه:
به طور کی درمان در این اختلال پروسه ای بسیار زمان بر و چالش برانگیز است و ممکن است سالها به طول بی انجامد. لازم به ذکر است که دارو درمانی این اختلال را درست نمیکند و فقط می تواند به مسائل اضطراب و افسردگی فرد درگیر با این اختلال کمک کند. درمانگر باید زخم های دوران کودکی و بزرگ سالی این افراد را هم زمان التیام دهد و پذیرش و کنترل رفتار های هیجانی فرد را هم به او بیاموزد و این امر با توجه به رفتار سیاه وسفید این افراد بسیار دشوار است.
متن فوق چکیده ای از کارگاه اختلالات مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی شیراز است و برای دسترسی به متن کامل میتوانید به سایت www.mehdisareminezhad.ir مراجعه نمایید.
نگاهی جامع به اختلال شخصیت وسواسی-جبری (OCPD)
اختلال شخصیت اسکیزوتایپال: علائم، تفاوتها و مسیرهای درمان
فوبیای خاص (Specific Phobia)
راهنمای جامع شناخت و درمان اختلال عاطفی-عصبی
اضطراب فراگیر (GAD) چیست؟
ترس از رهاشدگی چیست؟
مطلب مفیدی بود