OCPD

روانشناسی علمی را با روانشناس بالینی می آموزیم

نگاهی جامع به اختلال شخصیت وسواسی-جبری (OCPD)

۳ بازديد

اختلال وسواسی-جبری- مهدی صارمی نژاد
آیا تا به حال با کسی برخورد کرده‌اید که اگر یک خودکار روی میزش جابه‌جا شود، تمام تمرکزش را از دست بدهد؟ یا کسی که به قیمت از دست دادن خواب و سلامتی، ساعت‌ها وقت صرف جزئیاتی می‌کند که از نظر دیگران چندان مهم نیستند؟

بسیاری از ما این ویژگی‌ها را با عبارت "وسواسی" توصیف می‌کنیم. اما در دنیای روانشناسی، زمانی که این رفتارها به یک الگوی پایدار و فراگیر در زندگی تبدیل می‌شوند، ما با پدیده‌ای فراتر از یک عادت ساده روبرو هستیم: اختلال شخصیت وسواسی-جبری یا به اختصار OCPD.
در این مقاله که چکیده‌ای از کارگاه‌های روانشناسیمهدی صارمی نژاد است، این اختلال را کالبدشکافی می‌کنیم و بررسی می‌کنیم که چرا مداخلات تخصصی در یک محیط بالینی تنها راه رهایی واقعی است.

OCPD چیست؟ تعریف به زبان ساده و تخصصی

اختلال شخصیت وسواسی-جبری (Obsessive-Compulsive Personality Disorder) با اشتغال ذهنی شدید به نظم، کمال‌گرایی و کنترل مشخص می‌شود. افراد مبتلا به این اختلال چنان درگیر قوانین و جزئیات می‌شوند که هدف اصلی فعالیت را فراموش می‌کنند.

برخلاف بسیاری از اختلالات دیگر، افراد دارای OCPD اغلب رفتار خود را منطقی و درست می‌دانند (Ego-syntonic). آن‌ها تصور می‌کنند که این "دیگران" هستند که بی‌نظم، شلخته یا بی‌کفایت‌اند.

تفاوت OCPD و OCD

یکی از کلیدی‌ترین بخش‌ها برای سئوی این مقاله، روشن کردن تفاوت این دو مفهوم است که اغلب توسط مخاطبان جستجو می‌شود:

  1. پذیرش رفتار: فرد مبتلا به OCD (وسواس فکری-عملی) از افکار خود رنج می‌برد و آن‌ها را آزاردهنده می‌داند. اما فرد دارای OCPD معتقد است شیوه او بهترین و درست‌ترین راه ممکن است.

  2. هدف: در OCD، فرد برای کاهش اضطراب دست به رفتارهای تکراری می‌زند. در OCPD، هدف رسیدن به کمال مطلق و برقراری نظم آهنین است.

  3. تاثیر بر عملکرد: OCD معمولاً وقت‌گیر است، اما OCPD کل ساختار شخصیت و روابط بین‌فردی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

نشانه‌ها و علائم اصلی اختلال شخصیت وسواسی-جبری

طبق راهنمای تشخیصی DSM-5، اگر فردی حداقل ۴ مورد از ویژگی‌های زیر را به صورت مداوم داشته باشد، احتمال ابتلا به OCPD مطرح می‌شود:

  • غرق شدن در جزئیات: تمرکز بیش از حد روی لیست‌ها، قوانین و جدول‌های زمانی به طوری که اصل موضوع گم شود.

  • کمال‌گرایی مخل: ناتوانی در به پایان رساندن پروژه‌ها چون "هنوز به اندازه کافی کامل نیست".

  • اعتیاد به کار: فدا کردن اوقات فراغت، تفریح و روابط دوستانه برای بهره‌وری (بدون نیاز مالی مبرم).

  • صلابت اخلاقی: سخت‌گیری بیش از حد در مسائل اخلاقی، ارزشی و قانونی که فراتر از استانداردهای مذهبی یا فرهنگی است.

  • ناتوانی در دور ریختن اشیاء: انبار کردن وسایل کهنه و بی‌ارزش حتی اگر ارزش عاطفی نداشته باشند.

  • عدم تفویض اختیار: تمایلی به همکاری با دیگران ندارند، مگر اینکه دیگران دقیقاً طبق روش آن‌ها عمل کنند.

  • خسیس بودن: نگاه کردن به پول به عنوان چیزی که باید برای فجایع آینده ذخیره شود.

  • لجاجت و یک‌دندگی: اصرار بر اینکه همه چیز باید طبق نظر آن‌ها پیش برود.

ریشه‌های ایجاد OCPD؛ چرا برخی وسواسی می‌شوند؟

هنوز علت واحدی برای این اختلال شناسایی نشده، اما ترکیبی از عوامل زیر دخیل هستند:

۱. ژنتیک

مطالعات نشان می‌دهند که برخی ویژگی‌های شخصیتی مرتبط با نظم و انضباط می‌توانند ارثی باشند.

۲. سبک فرزندپروری

کودکانی که در محیط‌های بسیار سخت‌گیر بزرگ شده‌اند، جایی که عشق تنها در صورت "بی‌نقص بودن" ابراز می‌شده، ممکن است برای بقای روانی به سمت OCPD سوق پیدا کنند. این افراد یاد گرفته‌اند که اشتباه کردن مساوی است با طرد شدن.

۳. عوامل محیطی

نیاز به کنترل در دنیایی که غیرقابل پیش‌بینی به نظر می‌رسد، می‌تواند یک مکانیسم دفاعی برای مدیریت اضطراب باشد.

چالش‌های زندگی با یک فرد OCPD

اگر همسر یا همکار شما دچار این اختلال باشد، احتمالاً احساس می‌کنید که مدام زیر ذره‌بین هستید. انتقادهای مداوم، عدم انعطاف‌پذیری و کنترل‌گری آن‌ها می‌تواند روابط عاطفی را به فرسایش بکشاند. آن‌ها معمولاً در ابراز احساسات گرم ناتوان هستند و منطق خشک را بر همدلی ترجیح می‌دهند.

راه‌های درمان و مدیریت

خبر خوب این است که OCPD قابل مدیریت است، هرچند درمان آن به دلیل مقاومت فرد (چون فکر می‌کند مشکلی ندارد) زمان‌بر است.

روان‌درمانی (Therapy)

  • درمان شناختی-رفتاری (CBT): موثرترین روش برای شناسایی الگوهای فکری صلب و جایگزینی آن‌ها با باورهای منعطف‌تر.

  • طرحواره درمانی: بررسی ریشه‌های عمیق کمال‌گرایی در کودکی.

دارو درمانی

داروها به تنهایی شخصیت را تغییر نمی‌دهند، اما مهارکننده‌های بازجذب سروتونین (SSRIs) می‌توانند به کاهش سفت‌وسختی فکری و اضطراب همراه با آن کمک کنند.

چرا درمان خودسرانه برای OCPD پاسخگو نیست؟

بسیاری سعی می‌کنند با مطالعه کتاب‌های خودیاری این مشکل را حل کنند، اما OCPD بخشی از "شخصیت" فرد شده است. ریشه‌های این اختلال اغلب در سیستم‌های فرزندپروری سخت‌گیرانه نهفته است. در جلسات روان‌درمانی تحلیلی و شناختی، ما لایه‌های زیرین این نیاز به کنترل را باز می‌کنیم تا فرد متوجه شود که زیر این لایه صلب، چه اضطراب عظیمی نهفته است.

۵ استراتژی برای بهبود خود (اگر فکر می‌کنید OCPD دارید)

اگر احساس می‌کنید این ویژگی‌ها زندگی شما را تلخ کرده است، این تمرینات کوچک را امتحان کنید، اما فراموش نکنید که این‌ها تنها مسکن هستند و درمان اصلی در اتاق درمان رخ می‌دهد:

  1. تمرین نقص: عمداً یک کار را با کیفیت ۹۰ درصد انجام دهید و اضطراب ناشی از آن را تماشا کنید.

  2. اولویت‌بندی رابطه بر قانون: دفعه بعد که همسرتان ظرفی را اشتباه شست، به جای تذکر، از حضور او لذت ببرید.

  3. درخواست کمک حرفه‌ای: اگر متوجه شده‌اید که عزیزانتان از شما دوری می‌کنند، زمان آن رسیده که با یک مشاور مجرب صحبت کنید.

  1. قانون ۸۰/۲۰ را تمرین کنید: بپذیرید که ۸۰ درصد نتیجه معمولاً از ۲۰ درصد تلاش حاصل می‌شود. کمال‌گرایی روی جزئیات کوچک را رها کنید.

  2. اشتباهات عمدی انجام دهید: تمرین کنید که گاهی عمداً بی‌نظم باشید تا ببینید دنیا به آخر نمی‌رسد.

  3. لیست "کارهای انجام نشده" بسازید: یاد بگیرید که برخی کارها را نیمه‌تمام رها کنید یا به دیگران بسپارید.

  4. روی هوش هیجانی کار کنید: سعی کنید احساسات دیگران را بشنوید، نه فقط منطق حرف‌هایشان را.

  5. مدیتیشن و ذهن‌آگاهی: برای کاهش نیاز به کنترل آینده، در لحظه حال حضور داشته باشید.

نتیجه‌گیری

اختلال شخصیت وسواسی-جبری تنها یک "عادت به تمیزی" نیست؛ بلکه دیواری است که فرد به دور خود می‌کشد تا از اضطرابِ ناشی از بی‌نظمی در امان بماند. اما این دیوار، او را از لذت زندگی، خلاقیت و روابط صمیمی محروم می‌کند. شناخت این اختلال، اولین قدم برای شکستن این پیله و حرکت به سوی زندگی متعادل‌تر است.

آیا شما هم در اطرافیان خود کسی را می‌شناسید که با این ویژگی‌ها دست و پنجه نرم کند؟ تجربیات خود را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

اختلال شخصیت وسواس فکری-عملی Obsessive-compulsive-personality

۸۵ بازديد
ocd-مهدی صارمی نژاد روانشناس شیراز

اختلال شخصیت وسواس فکری-عملی Obsessive-compulsive-personality
ویژگی بارز افراد درگیر با این اختلال الگوی فراگیر تلاش بیش از حد برای دستیابی به کمال است، این افراد نه تنها برای خود بلکه برای دیگران (نزدیکان، دوستان و...) نیز تمایل به کمال پرستی دارند، لذا هرکاری که انجام دهند و هر قدر هم که عالی باشد احساس خشنودی را تجربه نمی کنند و معمولا بر این باورند که در دستیابی به معیار های مدنظرشان ناتوان هستند، به همین دلیل اغلب در انجام موضوعات مهم مسامحه میکنند. در حالیکه آنها برای کار و به نتیجه رسیدن ارزش های ذهنی شان  بیشتر از روابط میان فردی  اهمیت قائل هستند اما معمولا بیش از اندازه به جزئیات ، فهرست ها ،مقررات و برنامه ها می­پردازند. معمولا در تصمیم گیری­های مربوط به کار مشکل دارند و اغلب در به تعویق انداختن تصمیم گیری­های مربوط به تفریح هم بهانه تراشی می کنند. همچنین در بروز دادن هیجانات دچار مشکل هستند و معمولا دیگران آنها را افرادی رسمی و خشک و بیش از اندازه با وجدان و اخلاقی قلمداد می کنند. از نظر میزان شیوع این اختلال در هر دو جنس رایج است ولی تا حدی در مردان بیشتر دیده می شود.
برای درک بهتر اختلال شخصیت وسواس فکری- عملی بهتر است نگاهی به تقسیم بندی، کتاب تشخیص امراض (DSM نسخه 3 یا 4 ) کرد که این اختلال را در دو بیماری تعریف میکند:
نوع اول : بیماری وسواس و مجبورOCD 
نوع دوم : بیماری شخصیت وسواسی مجبورOCPD 
معمولا افراد این دو بیماری را با هم اشتباه میگیرند! اما تفاوت آنها به شرح زیر است:
افرادی که دچار وسواس و اجبار(OCD) هستند خودشان از داشتن این اختلال آگاه اند و خیلی از آن ناراحتند، آنها اضطراب شدید و نگرانی را تجربه می کنند. به شکلی که برای کنترل ترس و ناراحتی شان دست به انجام کارهای تکرار شونده می زنند؛ مانند چندین بار چک کردن بسته بودن در، خاموش بودن گاز، کشیدن اتو از برق و یا چندبار شستن دست ها برای رسیدن به آرامش درونی این بیماری یکی از سخت ترین بیماری های روانی است و دلیل آن را در حال حاضر اختلالات مغزی میدانند.
در مقابل افرادی که بیماری شخصیت وسواسی مجبورOCPD را دارند حالتشان دردناک نیست، حتی گاهی بسیار حق به جانب هستند و فکر میکنند مشکلی ندارند. بنابراین معالجه شان هم دشوارتر است.
شخصیت وسواسی مجبورObsessive Compulsive Personality Disorder) OCPD )
نوع خفیف این اختلال بسیار برای زندگی فرد سازنده است، اما نوع شدید آن  باعث رنجش شخص است.این اختلال ریشه در ترس، اضطراب و وحشت فرد دارد.
درDSM نسخه 4 ، 8 علامت ذکر شده که در اینجا به بیان علائمی می پردازیم که مهدی صارمی نژاد روانشناس (مشاور) شیراز در کارگاه اختلالت به آن اشاره کرده اند:
  1. فرد تمایل عجیبی جهت کنترل محیط اطراف خود دارد. به خصوص اگر مطلب به خود او مربوط باشد. آنها اجازه­ ی دخالت به کسی نمی­ دهد و معمولا از کسی هم کمک نمی­ خواهد، تصمیم­های مهم را خودشان بدون مشورت با دیگران اخذ می­ کنند و معمولا بیش از توانایی خود قبول مسئولیت میکند، که باعث می‌شود فشار زیادی را تحمل کنند برای آنکه به نحو مورد قبولشان مسئولیت محول شده را انجام دهند.
  2. کمال گرا و کمال پرست هستند و تحمل انتقاد و نظر دیگران را ندارد. در واقع کمال گرایی کوششی برای بهتر و برتر شدن است و تا حدودی وجود آن برای رشد هر فرد لازم است، اما وقتی فردی به کمال پرستی برسد تبدیل به بیماری می شود. این افراد دارای مشکل عمده در تصمیم گیری هستند چرا که میخواهند همیشه بهترین باشند و این عدم ثبات در تصمیم گیری باعث تجربه اضــــــــطراب در آنــــــــها می­شــــــــــود 
    3. آنها معتقدند افکارشان، حرفشان و حرکاتشان همیشه درست است و این دیگران هستند که در اشتباهند که این امر سبب تجربه احساس درماندگی و خشم در آنها میشود.
  3. درگیر شدن شدید با جزئیات مسائل کم اهمیت ( Detail Oriented ) به طور مثال اگر شام مهمان داشته باشند و بخواهند میز بچینند آنقدر که به جزئیات چیدن میز توجه میکنند (مثل صاف بودن بشقاب و اتو کشیدن رو میزی) به پخت غذا و طمع آن کمتر توجه می کنند.
  4. این افراد معمولا به شدت پرکار و خودجوش هستند. کار خود را به موقع و درست انجام میدهند تا جایی که اگر نتیجه کاری که انجام می دهند آن طور که میخواهند نباشد آن را کنار گذاشته و یا دور میریزند. که گاهی همین درگیر شدن در جزئیات و خواهان بهترین بودن سبب میشود که کارهای خوب خود را نیز از بین ببرند یا دست کم بگیرند.
  5. معمولا همان توقعی که از خودشان دارند از دیگران نیز دارند. بخاطر دقت و توجه زیادی که در انجام کارها دارند متقابلا همین توقع را نیز از دیگران دارند به همین دلیل زیر دست این افراد کار کردن و به طور کلی همکاری با آنان بسیار دشوار است.
  6. در تصمیم گیری مردد هستند. سالها طول میکشد تا خانه یا ماشینی بخرند و به دلیل وحشتی که از شکست و اشتباه و نظر دیگران دارند (انتقاد)، تصمیم را موقعی میگیرند که بتوانند با قاطعیت این کار را انجام دهند یا چاره ای جز آن نباشد
  7.  خیلی اوقات فکر میکنند باید احساساتشان را کنترل کنند و قادر به بیان احساسات خود نیستند افرادی که OCD دارند از ناراحتی ها و نگرانی های خود حرف میزنند ولی افراد دارای OCPD تا حدی خشم تنها احساسی است که بروز میدهند و ابراز احساسات لطیف تر برایشان دشوار است.
  8. اضطراب اجتماعی ( Social anxiety ) دارند و از کارهایی که بیهوده و سطحی است میگذرند. مثلا از اینکه به مهمانی یا عروسی بروند زجر میکشند چون هدف و نتیجه ای ندارد و معمولا از شرکت در چنین مراسمی طفره می روند.
  9.  لجباز و یکدنده هستند. وقتی مطلبی را به ذهن خود می­سپارند حتی اگر بعد ها به نتایجه ای مغایر با آن مطلب برسند، تصمیم خود را عوض نمیکنند و میتوان گفت که تغییر برای آنها سخت است و ترجیح می دهند موقعیت ثابت قبل را حفظ کنند.
  10. همیشه نگران اوضاع مالی خود هستند و از دید دیگران افراد خسیسی تلقی می شوند. برای کسب پول بسیار تلاش میکنند اما آن را خرج نمی کنند. همسر و فرزندان این افراد بسیار در مضیغه هستند چرا که این فرد با اینکه پول دارد برای راحتی و معیشت خود و خانواده خود هزینه نمیکند و همواره به فکر ذخیره کردن پول برای روز مباداست!
  11.  اعتقادی به دور ریختن وسایل کهنه متعلق به خودشان ندارند. (لباس های کهنه و قدیمی و ... حتی برخی از آنها مواد فاسد شده را نیز نگه میدارند.) علت انباشت وسایل آنها این است که نگران آینده هستند و فکر میکنند هرچیزی که دارند روزی به دردشان خواهد خورد.
  12.  در ابراز احساسات نیز خسیسند و هیجانی از خود نشان نمی دهند و خود داری می کنند. حتی زمانی که دیگران را از صمیم قلب دوست دارند احساساتشان را بیان نمی کنند. و فرزندان این افراد معمولا همیشه تشنه ی محبت میمانند.
  13.  نظم و ترتیب از فاکتور های بسیار مهم در زندگی آنهاست مثلا همه چیز میبایست سر جای خود باشد و همواره مقدار زیادی از وقت خود را صرف مرتب کردن وسایل میکنند.
  14. مواظب نظافت و تمیزی هستند تا جایی که خود را چندین بار در حمام میشویند، غذا در مکان های عمومی نمیخورند و احساس بدی نسبت به غذاهای بیرون دارند، به عنوان مثال پس از پایان پندمی کرونا همواره لباس و مواد مورد نیاز خریداری شده خود را ضد عفونی می کنند .
  15. معمولا آدم های معقولی بنظر می رسند، برنامه های درستی دارند ونظام فکری شان مثل یک کامپیوتر کار میکند. جهان را بسیار فیزیکی و مکانیکی می دانند ، برای هر چیزی دلیل و منطق خاص خودشان را دارند
  16.  از نظر اخلاقی و منطقی سخت گیر هستند. چون اعتقاد دارند که همه چیز باید بهترین باشد لذا مقررات میبایست به موقع و به درستی اجرا شود و از ارتباط با افرادی که با آنها متفاوت هستند پرهیز میکنند.( فقط با هم کیش ها ، هم نژاد ها و یا افرادی که ایرادی به رفتار آنها نمی گیرند معاشرت میکنند.) لذا انعطاف پذیر نیستند، میتوان گفت بسته و محدودند.
لازم به ذکر است که اگر فردی 8 مورد از علائم ذکرشده را دارا باشد دچار این اختلال شخصیتی است.
علت بروز اختلال شخصیت وسواسی:
هنوز علت دقیق و مشخصی برای این نوع اختلال نشده است. و نظریه هایی مختلفی در این رابطه وجود دارد . اما اکثر این نظریه ها این اختلال را ناشی از برخی مشکلاتی رخ داده در دوران کودکی  فرد می دانند که در ادامه به مواردی اشاره شده است
  • فرد در دوران کودکی والدینی بیش از حد محافظ و مراقب داشته است که به او اجازه تجربه کردن و آزمون و خطا توسط خودش را نداده اند و در صورت سریچی از والدین اداش منفی دریافت کرده است لذا به همین دلیل کودک احساس کرده باید کودکی کامل و یا فردی کاملا مطیع باشد.
  • فرد در دوران کودکی از نظر عاطفی و همدلی رشد نکرده است، این افراد یا بنا به شرایطی با کمبود محبت از طرف والدین یا مراقبین خود مواجه شده اند و یا والدینشان در محیط خانواده از همدلی و روابط عاطفی سالمی برخوردار نبوده اند که این امر ممکن است در بزرگسالی زمینه ساز بروز این اختلال شود.
  • فرد در کودکی قادر به ایجاد روابط عاطفی صمیمانه و تجربه دلبستگی با والدین خود را نداشته است و به او اجازه بیان احساساتش داده نشده است و یا به طور مثال احساسات کودکانه او توسط والدین مستبد مدام سرکوب شده است به طوری که به از بروز آنها سر باز زده است و همین امر باعث می شود که افراد دارای این اختلال اکثرا در بیان احساس خود  دچار مشکل باشند.
  • اختلال شخصیت وسواسی می تواند ارثی باشد و برای افرادی که در خانواده فردی مبتلا به OPCD دارند احتمال ابتلا به این بیماری بیشتر سایر افراد است.
  • علاوه بر موارد کر شده، افرادی که OCD شدید دارند نیز احتمال دارد که به OCPD مبتلا شوند.
در ادامه به چکیده ای کوتاه از روش درمان بیان شده توسط روانشناس بالینی مهدی صارمی نژاد در کارگاه اختلالات پرداخته می شود.
روش درمان اختلال شخصیت وسواسی
برای کاهش علائم و رفتار های تکرار شونده فرد درگیر با این اختلال می توان از روش هایی مثل درمان  شناختی یا (CBT) کمک گرفت هدف اصلی این سبک درمانی کمک به فرد در رابطه با مشکل ایست که درحال حاضر وجود دارد و درمانگر با دادن  شناخت کافی به او در رابطه با مشکلش و تغییر به مرور الگوهای فکری منفی مرتبط با OCPD و آموزش رفتار ها و عملکرد های اثر بخش تر به فرد کمک میکند تا رفتارجدید را آموخته و جایگرین سبک زندگی پیشین خود کند و همچنین می توان از درمان روان پویایی نیز بهره جست این درمان به فرد کمک می کند افکار و احساسات خودآگاه و ناخودآگاه خود را بهتر درک کند تا به سبب این آگاهی و شناخت از خود انتخاب های سالم تری در زندگی روزمره خود داشته باشد.