چهارشنبه ۲۳ اسفند ۰۲ | ۱۴:۱۷ ۱۰۹ بازديد
این مطلب چکیده ای از کارگاه آشنایی با اختلالات مهدی صارمی نژاد روان شناس بالینی شیراز است که در آن به بررسی ویژگی ها و علل شکل گیری اختلال شخصیت اجتنابی یا دوری گزین و همچنین روش های درمان پرداخته شده است.
ویژگی اصلی این اختلال روی گردانی است از مردم ،از تجربیات جدید و قدیمی.در این اختلال معمولا ترس از احمق به نظر رسیدن با میل شدید به پذیرش و محبت ترکیب میشوند .افرادی که دچار این اختلال هستند بسیار علاقمندند وارد روابط اجتماعی یا فعالیتهای جدید شوند اما تا وقتیکه قول پذیرش غیر انتقادی به آنها داده نشده است دوست ندارند حتی به مخاطرات جزئی اقدام کنند.آنها خجالتی هستند.کوچکترین نشانه عدم تائید توسط دیگران و کوچکترین اثر شکست بالقوه موجب دوری گزینی انها میشود.انها رویدادهای آشکارا بی ضرر را تمسخر تعبیر میکنند.افراد مبتلا به این اختلال از ناتوانی نسبیشان در برقراری رابطه بی دردسر با دیگران ناراحت هستند که این خود به عزتنفس کم آنها می افزاید و به نوبه خود آنها را نسبت به انتقاد و سرافکندگی حساس تر میکند.تفاوت بین فوبی اجتماعی و این اختلال این احتمال میتواند باشد که افراد دوری گزین در موقعیت های اجتماعی مضطرب ترند و برای کنار آمدن با این موقعیتها از مهارتهای اجتماعی ضعیف تری برخوردارند.
ویژگی اصلی این اختلال روی گردانی است از مردم ،از تجربیات جدید و قدیمی.در این اختلال معمولا ترس از احمق به نظر رسیدن با میل شدید به پذیرش و محبت ترکیب میشوند .افرادی که دچار این اختلال هستند بسیار علاقمندند وارد روابط اجتماعی یا فعالیتهای جدید شوند اما تا وقتیکه قول پذیرش غیر انتقادی به آنها داده نشده است دوست ندارند حتی به مخاطرات جزئی اقدام کنند.آنها خجالتی هستند.کوچکترین نشانه عدم تائید توسط دیگران و کوچکترین اثر شکست بالقوه موجب دوری گزینی انها میشود.انها رویدادهای آشکارا بی ضرر را تمسخر تعبیر میکنند.افراد مبتلا به این اختلال از ناتوانی نسبیشان در برقراری رابطه بی دردسر با دیگران ناراحت هستند که این خود به عزتنفس کم آنها می افزاید و به نوبه خود آنها را نسبت به انتقاد و سرافکندگی حساس تر میکند.تفاوت بین فوبی اجتماعی و این اختلال این احتمال میتواند باشد که افراد دوری گزین در موقعیت های اجتماعی مضطرب ترند و برای کنار آمدن با این موقعیتها از مهارتهای اجتماعی ضعیف تری برخوردارند.
ویژگیهای شخصیت اجتنابی
****از اجتماعات و افراد دوری میکنه ،بسیار حساس است ،به نظر و قضاوت دیگران بسیار اهمیت میدهند ،تائید و تصویب دیگران به اینها تسکین و آرامش موقتی میدهد،این افراد دارای پدر و مادری بسیار خشن و سخت و یا تجاوز کننده بودند ، در این شخص احساسات ترس و اضطراب و افسردگی به مقدار زیادی دیده میشه.
***افراد اجتنابی اولا در کودکی جرات ابراز احساسات خودشونو نداشتند و محیط بهشون امنیت لازمو نداده لذا این احساسات و جراحتهای کودکی بطری وجود او را پر کرده و هر لحظه امکان سرریز شدن احساسات و یا حتی انفجار احساسات را دارد.
دوم اینکه این افراد از مردم ترس و اضطراب دارند که نکنه مردم او را مسخره کنند و یا تنبیه کنند و بطور کلی تائید نکنند
سوم اینکه یک فرد اجتنابی بزرگترین دشمن خودش است یعنی رفتارهایی که در کودکی با او شده را خودش بر سر خودش پیاده میکند
****این افراد در رابطه با دیگران انتن های خودشونو بکار می اندازند و به محض اینکه تصور نشانه ای از پس زدن و عدم تائید و تصویب دیگران ببینند ، از آن واقعیت فرار میکنند .لذا تماس این شخص رفته رفته با محیطش کمتر و کمتر میشه و از طرف دیگه وقتی با کسی هم در تماس هستند حرف خودشونو نمیزنند و احساسات خودشونو ابراز نمیکنند لذا بطری احساسات درونیشون بیشتر پر میشه و اصولا این افراد زمانی حرف میزنند که مطمئن باشند طرف مقابلشون اونا رو تائید میکنه .***شخص منزوی وقتی خونه خودش میره احساس راحتی میکنه ولی شخص اجتنابی در منزل هم احساس خوبی نداره و داره خودشو سرزنش میکنه لذا همیشه در عذاب است. بخاطر همینم برخی اوقات به شعر و ادبیات و هنر و نقاشی پناه میبره و میتونه در این زمینه ها موفق هم بشه.
***بطور کلی در اشخاص اجتنابی از کودکی سه عامل دیده شده :
1-این بچه ها بسیار حساسند و در کودکی هم حالت دوری گزینی تا حدی داشتند ولی به دلیل کودک بودنشون زیاد بهش توجه نشده است.
2-بعضی از این بچه ها در کودکی یک حالت افسردگی خفیفی داشتند و بیشتر در خلوت خودشون هستند
3-طرز فکر این بچه ها طوری است که حالت واضح بودن و دید حقیقی رو نسبت به برخی موارد نداره
نشانه ها در DSM :
از نظر DSM دو سری نشانه های کلی و جزئی هستند که فرد دارای اختلال شخصیت اجتنابی این نشانه ها را دارد :
نشانه های کلی
1-این شخص در مجامع حالت راحتی و آزادی که بتوه رفتار بکنه رو نداره و اجتنابی است
2-احساس بدی نسبت به خودش داره و فکر میکنه انسان خوبی نیست
3-بسیار حساس است
نشانه های جزئی
اگر فرد سه علامت کلی بالا را داشته باشد باید در قسمت جزئیات 4مورد یا بیشتر رو داشته باشه تا بتونه برچسب این اختلال رو بگیره :
اگر فرد سه علامت کلی بالا را داشته باشد باید در قسمت جزئیات 4مورد یا بیشتر رو داشته باشه تا بتونه برچسب این اختلال رو بگیره :
1-با مردم نزدیک نمیشوند و تماس نمیگیرند و اگر تماسی هم باشه بسیار محدود است
2-وقتی در جمع هستند مرتب در فکر این هستند که نکنه کاری کنند که باعث مسخرگی مردم بشوند و باعث خجالت زدگیشون بشه
3-اگر مردم اینها رو دوست نداشته باشند و ازشون انتقاد کنند اینها از هم پاشیده میشوند و دیگه نمیتوند به زندگی شخصیشون ادامه بدهند.
4-خودشونو با دیگران مقایسه میکنند و مرتب احساس میکنند از همه پائین ترند
5-هیچگونه ریسکی انجام نمیدهند و کاری نمیکنند مگر اینکه مطمئن باشند طرفی که باهاش در تماس هستند اینها رو ناراحت یا سرزنش نمیکنه
6-بطور کلی این اشخاص در اجتماع بسیار دوست داشتنی هستند زیرا اولا شما رو تحسین میکنند و ثانیا بسیار ساکت هستند و حالت خودنمایی ندارند و چون میخواهند از نظر اجتماعی مورد قبول قرار بگیرند از نظر لباس پوشیدن و حرف زدن بسیار مراقب هستند
7-در درون این اشخاص حالت دو گانگی موج میزنه یعنی از یکطرف احتیاج به عشق و محبت دارند و از طرف دیگه از مردم میترسند و یا از یکطرف میخواهند مستقل باشند ولی واقعا وابسته هستند و یا از یکطرف میخواهند خودمختار باشند تا راحت کار خودشونو بکنند ولی از طرف دیگه به دیگران نگاه میکنند تا ببینند دیگران چه میکنند و بتونند با اونها هماهنگ باشند
8-به شدت از انتقاد و تائید و تصویب نشدن بوسیله دیگران میترسند
سبب شناسی
****شخصیت منزوی نارحتی احساسات هیجان و تحرک و انرژی و کششی ندارد ولی اجتنابی درست برعکس بوده و احساساتش اونقدر زیاد است که تحملش براش مشکله و رفتار و عملشو مختل میکنه
در تحقیقات تمام برعکس تمام عوال اسکیزوئید برای اجتنابی صدق میکنه ..اشخاص اجتنابی مقدار ادرنالینشون بسیار زیاد ترشح میشه و سیستم بدنیشون خیلی از اوقات در حالت جنگ و گریز هست ...شما میدونید یادگیری در ارامش و صلح صورت میگیره وقتی در حالت ترس و اضطراب هستین بدن باید حالت دفاعی داشته باشه لذا اون حالت یادگیری انجام نمیشه.
در اشخاص منزوی لیمبیک سیستم کمتر کار میکنه ولی در اشخاص اجتنابی این قسمت زیاد کار میکنه
*******بطور کلی اختلالات شخصیتی در سالیان اول زندگی پیش میاد و پایه این اختلال شخصیت هم بین2 تا 5 سالگی ریخته میشه...تئوری اول میگه : اینها از بچگی گریه زیاد میکردند و پدر و مادر با اینها سخت تر بودندو اونقدر به بچه برای عوض کردنش فشار اورددند که شخصیت بچه رو شکستند و بچه چون نتونسته خودشو عوض کنه همیشه یک حالت خجالت و شر مندگی داشته
***تئوری دوم میگه : ممکنه اینها بچه های عادی بودند ولی پدر و مادر باهاشون مشکل داشتند و پدر و مادر خشنی بودند ....برای اینکه میدونیم برخی اوقات اشخاصی که مساله خشم دارند خشمشونو روی کسی نشون میدهند که از همه امن تر است که در بیشتر موارد چون بچه بی دفاع کاری نمیتونه بکنه خشمشونو سر بچه خالی میکنن و این خشم باعث شکستگی بچه ها شده و میدونیم بچه ای که به شدت به پدر و مادرش احتیاج داشته پس باید دوسشون داشته باشه و از طرفی وقتی رو به پدر یا مادر میاره اونها با خشم و عصبانیتشون به بچه تجاوز میکنند لذا یک تراژدی بوجود میاد و کودک اینو تعمیم بیش از حد میده و فکر میکنه در بزرگسالی هم همه مثل پدر و مادرش قصد تجاوز به او را دارند پس از طرفی به مردم اون اعتماد رو نداره و از طرف دیگه احتیاج به عشق و علاقه اونها داره
درمان
****به هر حال شخص اجتنابی در مسیر درمان راحت تر از شخص منزوی جلو میره چون انگیزش رو داره و دلش میخواد با مردم باشه و ادم بهتری باشه
الف-افکار
**** شخص اجتنابی برای اختلال شخصیتیش پیش دکتر نمیاد بلکه برای ترس و اضطراب و افسردگیش و یا برخی موارد وسواسش و یا اشکالاتی که در روابطش داره دکتر میره
***برای درمان این شخص در بین افکار و احساس و رفتار ، اول بر روی افکار او کار میکنیم و باهاش حرف میزنیم تا ببینیم ایراد و اشکالات افکارش در کجاست مثلا
یک شخص اجتنابی باور داره که شکسته شده و انسان خوبی نیست و ارزشی نداره و هیچ کس اونو دوست نداره و این افکارش اتوماتیک است و بر اساس سند و مدرک و دلیل نبوده لذا باید بجای این افکار مضر افکار واقعی قرار داد
دوم اینکه باید طرز فکر این اشخاص رو نسبت به محیط اطرافشون عوض کرد و باید بدونند با وجودیکه ما در دنیایی زندگی میکنیم که انسانهای منفی و خشن و عصبانی هستند ولی همه مردم به اینصورت نیستند و کمی اونها رو با درصدهای واقعی آشنا کنیم
سومین فکر این شخص اینه که اگر مردم اینها رو پائین بگذارند اینها به قدری ناراحت میشن که دیگه نمیتونند روی پای خودشون بایستند و به زندگیشون ادامه بدهند و در حالیکه باید بهشون فهموند که در واقعیت حتی اگر کسی ناراحت شده و حتی اگر شکستگی روان پریشی هم برای کسی پیش بیاد ، یک شخص بالاخره میتونه به قسمت قبل از روان پریشی خودش برگرده
رفته رفته بهشون یاد میدیم که برای رسیدن به یک نتیجه بهتر باید بیشتر اطلاعات جمع کنند و واقعیت رو چک کنند و این فرد به اجتماع خودش رفته رفته برگرده و بهتر اجتماعشو ببینه
ب -احساس
****میدونیم افکار باعث احساسات میشن و اگر افکار مون منطقی باشه بصورت اتوماتیک مقداری از احساساتمون کم میشه در نتیجه یک مقدار شخص اجتنابی احساس راحتی بیشتری میکنه... بعد از اینکه دیدیم او دید واقعی تری نسبت به خودش و اجتماعش پیدا کرد روی احساساتش کار میکنیم
اول بهش یاد میدیم که بدونه چطور خودشو ارام کنه....میدونیم اگر ما آدم نرمالی باشیم خودمون میتونیم خودمونو آروم کنیم ...ولی شخصیت اجتنابی اینو نمیتونه و باید بهش حالت عمیقتری از ریلکسیشن رو یاد داد و اینکه چه سرگرمی ها و علائقی میتواند به شخص اجتنابی کمک کند
دوم اینکه وقتی فرد نرمال در جایی قرار دارد و اتفاق ناخوشایندی میفته او در همونجا می ایسته و این ناراحتی رو احساس میکنه و به خودش ثابت میکنه اگر من اینجا بایستم با وجودیکه احساسات دردناکی سراغ من اومده ولی کم کم این احساسات از بین خواهند رفت و این احساسات ناراحت کننده هستند ولی خطرناک نیستند و اینها رو باید به شخصیت اجتنابی اموزش داد و نیز به او یاد داد که وقتی شخصی به شما اخم میکنه یا لبخند نمیزنه یا مخالفت میکنه شما همونجا می ایستی و صحبتتو میکنی و در درون خودتو آروم میکنی.
سوم اینکه میدونیم شخص اجتنابی بطری احساسی درونیش پر شده.... که این پرشدن ناشی از پدر و مادر و عمه و رئیس و بچه است و این یک کلاف سردرگم شده و شما باید اینو براشون روشن کنید که مثلا اگر بطری درونی شما 10واحد پر شده 5 واحدش مربوط به دوران کودکی است 2 واحدش مربوط به همسر و 1 واحد مربوط به رئیس و ...لذا طرف میفهمه قرار نیست 10 واحد خشم و بدبختیشو گردن رئیسش بندازه و بجای اینکه به مقدار 10 واحد به رئیسش پاسخ بده 1 واحد پاسخ میده.
ج-رفتار
روانشناس باید با او صحبت کنه که شخص اجتنابی چطور با مردم حرف بزنه و آداب اجتماعی رو یادش بده و برخورد با غریبه ها تا صمیمی تر ها رو براش مشخص تر بکنه
در آخر شما میتونید ریشه این مسائل رو در کودکی او با او در میان بگذارید که علل و عوامل بوجود اومدن این مشکل به کجا برمیگرده.


نگاهی جامع به اختلال شخصیت وسواسی-جبری (OCPD)
اختلال شخصیت اسکیزوتایپال: علائم، تفاوتها و مسیرهای درمان
فوبیای خاص (Specific Phobia)
راهنمای جامع شناخت و درمان اختلال عاطفی-عصبی
اضطراب فراگیر (GAD) چیست؟
ترس از رهاشدگی چیست؟