خشم

روانشناسی علمی را با روانشناس بالینی می آموزیم

خشم Anger

۵۷ بازديد
مهدی صارمی نژاد- خشم

خشم چیست؟
خشم یکی از احساس های طبیعی است که ما با آن متولد می شویم و معمولاً در پاسخ به تهدیدات، ناامیدی‌ها یا ناعادلانه بودن‌ها بروز می‌کند. شدت این احساس می‌تواند از خفیف تا شدید متغیر باشد و ممکن است به صورت فیزیکی یا عاطفی ابراز شود. خشم می‌تواند انگیزه‌ای برای تغییر و دفاع از خود باشد، اما اگر به درستی مدیریت نشود، می‌تواند به مشکلات ارتباطی و عاطفی منجر شود. مدیریت خشم شامل تکنیک‌هایی مانند تنفس عمیق، تفکر منطقی و گفتگو درباره احساسات است. که قصد داریم در این مطلب که خلاصه شده از کارگاه کنترل خشم مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی شیراز است، خشم را به زبان ساده شرح دهیم.

چه زمانی خشم به عنوان یک اختلال در نظر گرفته می شود؟

برای اینکه این احساس شکلی ناایمن به خود گرفته و در گروه اختلالات قرار بگیرید باید نشانه هایی داشته باشد که این نشانه ها شامل:
1. شدت بالا: خشم بیش از حد و غیرقابل کنترل باشد.
2. تکرار: بروز مکرر حملات خشم یا عصبانیت شدید.
3. تأثیر بر زندگی: خشم باعث مشکلات جدی در روابط، کار یا سایر جنبه‌های زندگی شود.
4. مدت زمان: احساس خشم طولانی‌مدت باشد و فرد نتواند آن را مدیریت کند.
5. رفتارهای آسیب‌زا: خشم منجر به رفتارهای مخرب، خشونت یا آسیب به خود یا دیگران شود.
به طور کلی خشم زمانی به عنوان اختلال در نظر گرفته می‌شود که شدت، مدت و تکرار آن به حدی باشد که عملکرد روزمره فرد را تحت تأثیر قرار دهد. این شامل موارد زیر می‌شود:
1. شدت: خشم شدید که به رفتارهای خشونت‌آمیز یا آسیب‌رسان به خود و دیگران منجر شود.
2. مدت: خشم مداوم که نمی‌تواند کنترل شود و بر روابط اجتماعی و شغلی اثر بگذارد.
3. تکرار: بروز مکرر حملات خشم یا احساس خشم در شرایط غیرضروری.
اگر این علائم وجود داشته باشد، ممکن است نیاز به مشاوره یا درمان روانشناختی باشد. پس خشم زمانی اختلال در نظر گرفته می‌شود که به طور مکرر و شدید احساس شود و باعث آسیب به خود یا دیگران شود. این وضعیت می‌تواند شامل رفتارهای پرخاشگرانه، کنترل ناپذیری یا مشکلات در روابط اجتماعی باشد. در این صورت، ممکن است نیاز به درمان یا مشاوره وجود داشته باشد.
 
خشم آسیب‌زا زمانی چه نشانه هایی دارد؟
آسیب زا شدن خشم می تواند تمام جنبه های زندگی یک نفر را تحت تاثیر قرار دهد و آن ها را از کارکرد طبیعی خود خارج کند. این نشانه ها در ادامه در ابعاد مختلف به صورت خلاصه بررسی شده است:
1. خشونت فیزیکی: منجر به آسیب به خود یا دیگران شود.
2. مشکلات ارتباطی: روابط خانوادگی، دوستی یا کاری را تحت تأثیر قرار دهد.
3. تأثیر بر سلامت: باعث بروز مشکلات جسمی مانند فشار خون بالا یا اضطراب شود.
4. رفتارهای خود تخریبی: فرد را به رفتارهایی سوق دهد که به خود آسیب می‌زند، مانند مصرف مواد یا پرخوری.
5. عدم کنترل: فرد نتواند احساسات خود را مدیریت کند و خشم به طور ناگهانی و شدید بروز کند.
 
میزان شیوع مشکل کنترل خشم در زنان و مردان به چه صورت است؟
معمولاً بروز این مشکل در زنان و مردان متفاوت است. تحقیقات نشان می‌دهد:
1. مردان: به طور کلی، مردان به دلیل ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی، تمایل بیشتری به ابراز خشم دارند و ممکن است بیشتر درگیر رفتارهای خشونت‌آمیز شوند.
2. زنان: زنان معمولاً خشم خود را به صورت غیرمستقیم‌تر ابراز می‌کنند، مانند نارضایتی یا افسردگی. آنها ممکن است کمتر از مردان به رفتارهای خشونت‌آمیز بپردازند، اما این بدان معنا نیست که خشم را تجربه نمی‌کنند.
به طور کلی، شیوع خشم ممکن است تحت تأثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی و فردی قرار گیرد و نتایج ممکن است در جوامع مختلف متفاوت باشد.
راهکارهای کنترل خشم
راهکارهای کنترل خشم شامل موارد زیر است:
1. تنفس عمیق: هنگام احساس خشم، چند نفس عمیق بکشید تا آرامش بیشتری پیدا کنید.
2. توقف و تأمل: قبل از واکنش، چند ثانیه صبر کنید و به احساسات خود فکر کنید.
3. فعالیت بدنی: ورزش یا پیاده‌روی می‌تواند به کاهش استرس و تخلیه انرژی منفی کمک کند.
4. گفتگو درباره احساسات: احساسات خود را با کسی که به او اعتماد دارید، در میان بگذارید.
5. تغییر دیدگاه: سعی کنید از زاویه‌ای دیگر به موقعیت نگاه کنید و دلایل طرف مقابل را درک کنید.
6. نوشتن احساسات: نوشتن در مورد آنچه شما را عصبانی کرده می‌تواند به تخلیه احساسات کمک کند.
7. مدیتیشن و آرام‌سازی: تمرین‌های مدیتیشن و آرام‌سازی می‌توانند به کنترل خشم کمک کنند.
8. مشاوره: در صورت نیاز، مشاوره یا درمان می‌تواند راهکارهای مؤثری برای مدیریت خشم ارائه دهد.
این تکنیک‌ها می‌توانند به شما در مدیریت و کنترل خشم کمک کنند.

آیا دارو درمانی در کنترل خشم موثر است؟
دارو درمانی می‌تواند در برخی موارد به کنترل خشم کمک کند، به ویژه زمانی که خشم ناشی از اختلالات روانی مانند اضطراب، افسردگی یا اختلالات روان‌پریشی باشد. داروهایی مانند:
1. مکمل‌های ضد افسردگی: می‌توانند به کاهش احساسات منفی و بهبود حالت روحی کمک کنند.
2. مکمل‌های ضد اضطراب: ممکن است به کاهش تحریک‌پذیری و اضطراب کمک کنند.
3. ثبات‌دهنده‌های خلق: در موارد خاصی می‌توانند در کنترل نوسانات عاطفی موثر باشند.
با این حال، دارو درمانی معمولاً باید همراه با درمان‌های روان‌شناختی مانند مشاوره یا رفتار درمانی باشد تا نتایج بهتری به دست آید. مشاوره با پزشک متخصص برای ارزیابی و تعیین بهترین روش درمانی مهم است.

خشم میتواند با اختلالات روانی دیگر ریشه مشترک داشته باشد؟
بله، خشم می‌تواند با چندین اختلال روانی مرتبط باشد. و نوع ارتباط آنان می تواند سبب شدت بخشیدن و یا بروز هر کدام از مواردی که در ادامه ذکر می شود گردد و به طور کلی میتوان گفت که خشم به صورت مستقیم و غیر مستقیم می تواند بر شدت این اختلالات هم تاثیر داشته باشد. این اختلالات شامل:
1. اختلال اضطرابی: اضطراب می‌تواند منجر به تحریک‌پذیری و خشم شود.
2. اختلال افسردگی: افراد مبتلا به افسردگی ممکن است احساس خشم و ناامیدی بیشتری داشته باشند.
3. اختلالات شخصیتی: مانند اختلال شخصیت مرزی که می‌تواند شامل نوسانات عاطفی و خشم باشد.
4. اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی (ADHD): افراد با این اختلال ممکن است در مدیریت خشم دچار مشکل شوند.
5. اختلال استرس پس از سانحه (PTSD): افرادی که دچار PTSD هستند، ممکن است با خشم و پرخاشگری بیشتری روبه‌رو شوند.
این ارتباطات نشان می‌دهند که مدیریت خشم می‌تواند نیاز به درمان و مشاوره داشته باشد.

خشم می تواند برای سودمند باشد؟
بله، خشم می‌تواند در برخی مواقع سودمند باشد.همان طور که در ابتدا بیان شد خشم یکی از احساسات اصلی ماست که با آن متولد می شویم لذا وجود آن برای بقای ما حیاتی است در ادامه به برخی از مزایای آن اشاره می گردد:
1. سیگنال خطر: خشم می‌تواند به عنوان نشانه‌ای از تهدید یا ناعادلانه بودن یک وضعیت عمل کند و فرد را به واکنش وادارد.
2. انگیزه برای تغییر: خشم می‌تواند انگیزه‌ای برای اصلاح ناعادلانه‌ها یا مشکلات اجتماعی باشد.
3. تقویت مرزها: ابراز خشم می‌تواند به فرد کمک کند تا مرزهای شخصی خود را مشخص کند و از خود دفاع کند.
4. تخلیه عاطفی: به طور سالم، ابراز خشم می‌تواند به تخلیه احساسات منفی و استرس کمک کند.
با این حال، مدیریت مناسب و سالم خشم برای بهره‌مندی از این مزایا ضروری است. خشم غیرقابل کنترل می‌تواند منجر به مشکلات جدی شود.

درمان خشم چیست؟
بله، درمان‌هایی برای مشکلات ناشی از خشم وجود دارد. برخی از درمان‌های مؤثر شامل:
1. مشاوره یا روان‌درمانی: کار با یک روان‌شناس می‌تواند به فرد کمک کند تا دلایل خشم خود را شناسایی و مدیریت کند. درمان شناختی-رفتاری (CBT) به ویژه در این زمینه مفید است.
2. مدیریت خشم: دوره‌های آموزشی مدیریت خشم می‌توانند تکنیک‌هایی برای کنترل و ابراز سالم خشم ارائه دهند.
3. دارو درمانی: در برخی موارد، داروهایی مانند ضد افسردگی‌ها یا ثبات‌دهنده‌های خلق ممکن است به کاهش خشم کمک کنند، به ویژه اگر خشم ناشی
 
 
اختلال خشم می‌تواند در هر سنی بروز کند، اما معمولاً نشانه‌های آن از اوایل نوجوانی یا جوانی شروع می‌شود. برخی افراد ممکن است در دوران کودکی یا اوایل بزرگسالی این مشکلات را تجربه کنند. عوامل ژنتیکی، محیطی و تجربیات زندگی می‌توانند در بروز این اختلال تأثیرگذار باشند. ولی مشکل کنترل خشم به راحتی و با انجام تمرینات ساده قابل کنترل و درمان است و پیاده سازی این روش ها می تواند کیفیت زندگی فرد درگیر با این مشکل را به راحتی تحت تاثیر قرار دهد.

سوگ mourn

۱۰۰ بازديد
mourn-دکتر مهدی صارمی نژاد شیراز

سوگ
یکی از واقعیت های اجتناب ناپذیر زندگی ما سوگ است، که تمامی افراد در طی زندگی خود آن را به شیوه ای تجربه خواهند کرد، درکودکی با از دست دادن اسباب بازی مورد علاقه، در مدرسه با عوض شدن معلم محبوب و در نوجوانی با از دست دادن دوستان سوگ را تجربه می کنیم.
در واقع سوگ مجموعه ای از احساست و رفتارهایی است که با از دست دادن هر چیز ارزشمندی در ما بیدار می شود، و برای ما همراه با درد وغم خواهد بود.  در ادامه به توضیح خلاصه شده ای از کارگاه  سوگ مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) شیراز پرداخته شده است.

سوگ در ابعاد کلی به دو دسته تقسیم می شود که شامل این موارد است:
  • مرده سوگواری
  • زنده سوگواری
مرده سوگواری در واقع فرآیندی را شرح می دهد که ما طی آن فرد، شرایط یا موقعیتی را به طور کامل از دست می دهیم و دیگر به آن هیچ دسترسی نداریم به عنوان مثال زمانی که عزیزی را از دست می دهیم مرگ این فرد راه تمام دسترسی های ما را به او می بندد.
اما در زنده سوگواری فرد، شرایط یا موقعیت همچنان وجود دارد اما امکان دسترسی به آن برای ما وجود ندارد، به عنوان مثال زمانی که از رابطه عاطفی خارج می شویم فرد مقابل ما همچنان زنده است اما ما دسترسی به او نداریم.
واکنش انسان در این مواقع همان طور که اشاره شد همراه با درد و غم است. و به  گونه ای احساس گم کردن چیزی یا کم بودش را مدام در هر لحظه تجربه می کند اما راهی برای مقابله و رفع این درد ندارد. در واقع در هر نوع سوگ که در ادامه به آن ها اشاره خواهد شد مراحلی برای انسان رخ می دهد که شامل واکنش هایی مشابه  است که همه آن را تجربه میکنند و این واکنش ها به شرح زیر هستند:
در مرحله انکار واقعیت، شوک برای فرد رخ می دهد و ذهن از بعد زمان و مکان خارج می شود  در اصطلاح زمان برای فرد درگیر با سوگ متوقف می شود و یا از کیفیت همیشگی خود خارج می شود، زیرا او نمی خواهد قبول کند که این اتفاق رخ داده است. و معمولا مدام به خود می گوید:
« باورم نمیشه! امکان نداره! »
اما پس از آنکه فرد از شوک خارج می شود و اتفاق رخ داده را درک میکند (مثلا : دیگر کارم را از دست داده ام!) کم کم جای انکار با احساس خشم پر می شود و فرد به دنبال مقصر می گردد و این خشم بسته به نوع چیزی که از دست رفته میتواند معطوف به خدا یا هر فرد و هر چیز دیگری بشود
در این مرحله فرد با خود می گوید:   « چرا من؟ چرا فرزند من؟ چرا شغل من؟ »
و بعد از فروکش شدن خشم، فرد به چانه زنی دست می زند ودر این مرحله  وارده معامله هایی با خدا و اطرافیان و... می شود یا قانون هایی را برای خود وضع می کند و معمولا دنبال شرط برای هر چیزی میگردد و با خود می گوید: « اگر این اتفاق رخ دهد فلان کار را انجام میدهم! اگر به خوابم بیاد غذا میخورم! »
اما پس از سردرگمی ها و عبور از چانه زنی ها برای پیدا کردن نقطه ای آرام در ذهن وقلب خود بالاخره فرد یک قدم به پذیرش نزدیک می شود و از تقلا دست می کشد و سپس در این مرحله غم و اندوه بر او چیره می شود. و همراه با این حس عمیق، احساس گناه را درخود تجربه میکند و افکاری در ذهن پدیدار می شود، خاطرات خوب از چیزی که از دست رفته در ذهن فرد نمایان می شود. معمولا افراد دراین مرحله داستان سرایی های ذهنی دارند مثلا کسی که عزیزی را از دست داده است با خود میگوید:
« میدونست قراره بمیره که این حرف رو به من زده! »
و خاطرات خود با فرد از دست داده را برای خود تحریف می کند تا بتواند درد خود را تسکین دهد. و بالاخره پس از عبور از این مرحله وارد گام آخر سوگ  یعنی پذیرش میشود. در این سطح فرد یاد می گیرد که بدون آن چیزی که از دست داده است به زندگی خود ادامه دهد.
لازم به ذکر است که در طی گذراندن هر کدام از مراحل گفته شده فوق امکان آنکه فرد دوباره به مراحل قبلی برگردد وجود دارد اما اگر مثلا دفعه اول یک هفته زمان برده است تا از نظر روانی  مرحله چانه زنی را پشت سر بگذارد، بار بعد این اتفاق سریع تر رخ خواهد داد و لازم است اشاره شود که ماندن در هر کدام از این مراحل و عبور نکردن از آن باعث می شود که فرایند سوگ به درستی شکل نگیرد لذا فرد غم و دردش به رنج مداوم تبدیل می شود.

انواع سوگ شامل:

  • مهاجرت کردن از دست دادن به یکباره تمامی متعلقات
  • از دست دادن سلامتی به دلیل بیماری یا نقص عضو
  • طلاق
  • جدایی عاطفی
  • از دست دادن کار
  • ورشکستگی مالی
  • بیماری عزیزان
  • از دست دادن و شکست در آمال و آرزوها
  • از دست دادن عزیز
  • از دست دادن دارای ها مثل خانه، ماشین و...
  • و...
همان طور که قبلا هم اشاره شد طی نشدن مراحل سوگ می تواند منجر به مشکلاتی در هر فرد شود مثلا بیماری های جسمی مثل تنگی نفس درد هایی با ریشه های عصبی و بدون منشا پزشکی که علت آن ها بالا رفتن سطح کورتیزول در خون فرد به علت غم است و همچنین بیماری های روحی مثل افسردگی، اضطراب پس از سانحه و روی آوردن به اعتیاد و... است که توصیه می شود در هنگام رخ دادن هر سوگ حتما از درمانگر کمک گرفته شود.

برای آگاهی از کارگاه ها و نحوه ثبت نام میتوانید به سایت www.mehdisareminezhad.ir مراجعه نمایید.