روانشناسی بالینی

روانشناسی علمی را با روانشناس بالینی می آموزیم

هورمون‌های شادی: نگاهی از منظر روان‌شناسی بالینی

۳۴ بازديد

هورمون‌های شادی- مهدی صارمی نژاد
شادی و بهزیستی روان‌شناختی حاصل تعامل پیچیده‌ای میان هورمون‌های شادی، فرآیندهای عصبی، و عوامل روانی-اجتماعی است. از دیدگاه روان‌شناسی بالینی، شناخت عملکرد هورمون‌هایی مانند دوپامین، سروتونین، اندورفین‌ها و اکسیتوسین می‌تواند به درمان و پیشگیری از اختلالات خلقی، اضطرابی و پس از سانحه (PTSD) کمک کند.
این چهار هورمون به‌عنوان میانجی‌های شیمیایی احساسات مثبت، نه‌تنها در خلق لحظات خوشایند نقش دارند، بلکه در ایجاد انگیزه، کاهش استرس، و شکل‌گیری روابط اجتماعی سالم نیز ضروری‌اند.


دوپامین: هورمون پاداش و انگیزه

دوپامین چیست؟ دوپامین یک انتقال‌دهنده عصبی کلیدی در سیستم پاداش مغز است که در مسیرهای مزولیمبیک و مزوکورتیکال فعالیت می‌کند. این هورمون در فرآیندهای یادگیری، پیش‌بینی پاداش و ایجاد انگیزش نقش اصلی دارد.
مطالعات نشان می‌دهد که ترشح دوپامین زمانی اوج می‌گیرد که نتیجه‌ای خوشایند اما کمی غیرمنتظره رخ دهد. کاهش سطح دوپامین می‌تواند به علائمی مانند بی‌انگیزگی، بی‌علاقگی، و ناتوانی در لذت بردن (آنهدونیا) منجر شود.

راهکارهای افزایش دوپامین

  • تعیین اهداف کوچک و جشن گرفتن موفقیت‌ها

  • یادگیری مهارت یا فعالیت جدید

  • گوش دادن به موسیقی لذت‌بخش

  • خواب کافی و منظم

  • مصرف غذاهای غنی از تیروزین (آجیل، گوشت کم‌چرب، لبنیات)


سروتونین: هورمون ثبات خلق و آرامش

سروتونین چیست؟ سروتونین انتقال‌دهنده عصبی مهمی است که در هسته‌های رافه مغز تولید می‌شود و نقش مهمی در تنظیم خلق، خواب، اشتها و پردازش هیجان دارد.
کاهش سطح سروتونین با افسردگی، اضطراب و اختلالات خواب مرتبط است. درمان‌های دارویی مانند مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs)، و درمان‌های غیردارویی مانند ورزش و نوردرمانی، از راه‌های افزایش سروتونین محسوب می‌شوند.

راهکارهای افزایش سروتونین

  • نوردرمانی یا قرار گرفتن روزانه در معرض نور خورشید

  • تمرین شکرگزاری و مثبت‌اندیشی

  • مصرف غذاهای حاوی تریپتوفان (بوقلمون، تخم‌مرغ، موز)

  • فعالیت بدنی منظم، ۳ تا ۵ بار در هفته

  • تمرین مدیتیشن و تنفس عمیق


اندورفین‌ها: مسکن‌های طبیعی بدن

اندورفین چیست؟ اندورفین‌ها پپتیدهایی هستند که با گیرنده‌های اوپیوئیدی در مغز و نخاع پیوند می‌خورند و باعث کاهش درد و افزایش احساس سرخوشی می‌شوند. این هورمون‌ها اغلب در پاسخ به استرس یا فعالیت بدنی شدید ترشح می‌شوند.

راهکارهای افزایش اندورفین‌ها

  • ورزش‌های هوازی مانند دویدن، دوچرخه‌سواری یا شنا

  • شرکت در کلاس‌های رقص یا فعالیت‌های گروهی

  • خندیدن و معاشرت با افراد شوخ‌طبع

  • گوش دادن به موسیقی پرانرژی

  • حضور در طبیعت (پیاده‌روی، کوهنوردی)


اکسیتوسین: هورمون عشق و اعتماد

اکسیتوسین چیست؟ اکسیتوسین یک نوروپپتید است که در هیپوتالاموس تولید و از غده هیپوفیز ترشح می‌شود. این هورمون با ایجاد پیوندهای اجتماعی، افزایش اعتماد، و کاهش استرس شناخته می‌شود.
تحقیقات نشان داده که افزایش سطح اکسیتوسین می‌تواند تعاملات اجتماعی مثبت را تقویت و واکنش‌های اضطرابی را کاهش دهد.

راهکارهای افزایش اکسیتوسین

  • در آغوش گرفتن یا تماس فیزیکی امن با عزیزان

  • گذراندن وقت با خانواده و دوستان نزدیک

  • تعامل با حیوانات خانگی

  • شرکت در فعالیت‌های داوطلبانه و کمک به دیگران

  • تمرین‌های اعتماد و همکاری گروهی


نقش یکپارچه هورمون‌ها در سلامت روان

هر چهار هورمون شادی در شبکه‌ای پیچیده با یکدیگر تعامل دارند. یک فعالیت ساده مانند ورزش گروهی می‌تواند هم‌زمان دوپامین، اندورفین و اکسیتوسین را افزایش دهد. همچنین، تعاملات اجتماعی مثبت می‌تواند ترشح سروتونین و اکسیتوسین را تقویت کند.
از دیدگاه روان‌شناسی بالینی، برنامه‌های درمانی موفق معمولاً شامل ترکیبی از راهبردهای رفتاری، شناختی و زیستی هستند تا اثرات هم‌افزایی هورمون‌ها به حداکثر برسد.


جمع‌بندی

شناخت و به‌کارگیری روش‌های طبیعی برای افزایش هورمون‌های شادی می‌تواند کیفیت زندگی و سلامت روان را بهبود بخشد. ترکیب مداخلات رفتاری (ورزش، تعامل اجتماعی)، تغذیه مناسب، و تکنیک‌های آرام‌سازی، رویکردی چندبعدی برای ارتقاء بهزیستی روانی ایجاد می‌کند.
با استفاده از این دانش در روان‌شناسی بالینی، می‌توان مداخلاتی طراحی کرد که هم بر پایه شواهد علمی باشند و هم برای بیماران قابل اجرا و پایدار.

اختلال شخصیت پارانوئید یا شکاک و سوءظنی paranoid

۷۲ بازديد
شخصیت پارانویید یا شکاک-دکتر مهدی صارمی نژاد شیراز

 متن زیر خلاصه ای از کارگاه اختلالات مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی شیراز می باشد که در آن به بررسی این اختلال پرداخته شده. برجسته ترین ویژگیهای این اختلال بی اعتمادی و بدگمانی فراگیر و دیرین نسبت به دیگران و حساسیت زیاد نسبت به بی اعتنایی و گرایش به وارسی کردن محیط برای یافتن و گزینش نشانه هایی که افکار و و نگرشهای زیانمند را تایید میکند.این افراد اغلب اهل جر و بحث ، خشک و عصبی و آماده حمله کردن هستند تمایل به اغراق کردن داشته و انگیزه های پنهانی و معانی خاص در رفتار غیر مغرضانه دیگران بیابند انها بخاطر هر مشکلی دیگران را سرزنش میکنند و خود نمیتوانند هر گونه سرزنش یا مسوولیت شکست را بپذیرند و شواهد جدید حاکی از آنست که این افراد با اسکیزوفرنیک ساختارژنتیکی مشابهی دارند.
از انجایی که این افراد به برونی کردن سرزنش و گناه اعتقاد دارند به ندرت در کلینیک ها یا بیمارستانهای روان پزشکی مشاهده میشوند بنابراین برآورد میزان شیوع این اختلال مشکل است و در مجموع احساس میشود که این اختلال مردان را بیشتر مبتلا میکند.

نکاتی راجع به شخصیت شکاک

*****1- اگر در تعهد یک رابطه بدون هیچ دلیل واقعی ومنطقی و عقلانی به جنس مخالف نمیتوانید اطمینان کنید و فرد شکاکی هستید به این دلیل است که به خودتان نمیتوانید اطمینان داشته باشید.هیچ کس نمیتواند به خودش اطمینان داشته باشد در حالیکه به دیگران اطمینان ندارد و یا برعکس هیچ کسی نیست که به دیگران اطمینان داشته باشد ولی از خودش غیر مطمئن باشد.
*****2- متاسفانه انسانهای شکاک افراد مشکوک را برای ارتباط برمیگزینند تا ناخوداگاهانه از این طریق به خود ثابت کنند که نتیجه گیریشان از اول درست بوده است.
*****3- متاسفانه افراد شکاک ناخوداگاه به نوعی عمل میکنند که طرفشان را در مسیر خیانت قرار میدهند که البته این به معنی سلب مسوولیت از طرف مقابل یک فرد شکاک نیست.
*****4-میدانیم شخصیت شکاک در درجه شدیدش درمان پذیر نیست ویا سالهای سال به روان درمانی نیاز دارد و هیچگاه تصور نکنید که شما میتوانید با اعمال و رفتارتان اطمینان را به یک فرد شکاک بدهید و بدانید احتمالا هرچه شما بیشتر مراعات کنید و هرچه آشکارتر و مناسبتر رفتار کنید شک او بیشتر نیز میشود.
*****5- بسیاری از آنها مغزی دارند که سیستم استدلالی که غلط و متفاوت با سیستم استدلالی یک فرد سالمه و در این سیستم چند اشتباه فاحش وجود داره
الف: روابط همبستگی رو با روابط علت و معلول یعنی علیت اشتباه میگیرند مثلا دیده شده تعداد تصادفات در ماشینهایی که ********ر داخلشونه بیشتر هستش ...خوب نمیشه از این موضوع نتیجه گرفت که ********ر باعث تصادف میشه یا ********ر علت تصادف هست... بلکه موضوع اینه که وقتی ********ر تو ماشینشونه یعنی حتما هوا بارونی یا برفی و بخاطر هوای بارونی یا برفی تصادف زیاد میشه.
ب:تقدم و تاخر زمانی رو با علیت اشتباه میگیرند مثلا میگویند من که وارد خانه شدم همه خندیدند پس اونها همه داشتند به من میخندیدند..در حالیکه ممکن است اونها بخاطر موضوع دیگری خندیدند که با امدن اون ادم همزمان شده است.
*****۶- برتراند راسل میگوید در در فلسفه من آدمی نباید نسبت به هیچ موضوعی نظر قاطع و مطمئن ابراز نماید و هیشه در اعتقادات خود گوشه ای به جهت شک باقی گذارد ولی با وجود این شک با انرژی و قدرت عمل کند. اگر شما درباره موضوعی اظهار اطمینان کنید بدون شک در اشتباهید زیرا هیچ چیزی درخور یقین نیست .بشر باید در زندگی روزمره از قوانین احتمالات پیروی کند.توقع من از فلسفه آنست که آنچنان شور و شوقی و شجاعتی در مردم ایجاد کند که انسان بتواند بدون داشتن اطمینان و علیرغم شک و تردید قاطعانه عمل کند.
*****۷- اگر شما صبح که از خواب برمیخیزید با این انگیزه باشد که به مردم نمیتوان اعتماد کرد تا شب هزاران دلیل پیدا میکنید که ثابت میکند انسانها قابل اطمینان نیستند و بالعکس اگر با نگاه مثبت شروع به فعالیت کنید هزاران دلیل پیدا میکنید که انسانها خوب و قابل اعتماد هستند لذا یک انسان شکاک اگر در ۱۰ ازدواج یکی به خیانت منجر میشود همان یک خیانت را مبنای قضاوت خود درباره مردان یا زنان قرار میدهد و بجای اینکه تصور کند در گلستانی زندگی میکند که برخی گلها خار دارند به این نتیجه عمیق و سنگین رسیده است که دنیا خارستانی است که برخی خارها گل دارند.
*****۸-به یاد داشته باشید که فکر و احساس و تجربه من ملاک واقعیت خارج نیست اگر من معتاد هستم و در هر ۱۰۰ مهمانی که میروم در ۹۹ مهمانی آن مواد مخدر مصرف میشود نمیتوانم نتیجه بگیرم که ۹۹درصد انسانها معتاد هستند زیرا یک فرد سالم دیگر اگر به ۱۰۰ مهمانی میرود شاید در ۱ مهمانی ماده مخدر مصرف شود.انسانهای شکاک با توجه به آسیبهای عمیق و شدید دوران کودکی متاسفانه با توجه به حوادث بدی که به تعداد دفعات زیاد برایشان رخ داده نگاهی بسیار منفی و ویرانگر به جهان و جهانیان دارند و این حال و احساس خود را واقعیت دنیای خارج میپندارند.
*****۹-یک فرد بدبین و شکاک ترس بسیار زیادی از خیانت دارد و حاضر نیست با شجاعت غیر قطعی و غیر قابل پیش بینی بودن جهان و قانون احتمالات و نداشتن امنیت مطلق در جهان را بپذیرد .
*****۱۰-یک فرد بدبین یا شکاک با توجه به اینکه بصورت اساسی کمبود حرمت نفس دارد خیانت را به منزله از دست دادن کامل حرمت نفس خود میداند و بسیار از این موضوع وحشت دارد زیرا به این نتیجه میرسد که خوب و دوست داشتنی نبوده لذا با انتخاب تفکر منفی نوعی حالت حمایتی و یا دفاع برای خود ایجاد میکند که در صورت مورد خیانت واقع شدن از شدت آسیب وارده به خود بکاهد .
*****11-بسیاری از ما در کودکی اون توجه لازم و محبت لازم بهمون داده نشده و در نتیجه امن و امان نیستیم.در نتیجه ما نامطمئنیم و مثلا منی که شکاک هستم با خودم میگم ممکنه الان ماشینمو که دم در پارک کردم دم در نباشه .لذا ما میتونیم به دلیل عدم امنیت رو هر واقعیتی خط بکشیم.
*****12-بسیاری از اوقات ما از اینکه ببینیم همسرمون ،خواهر یا برادر یا مادرشو دوست داره ما رنج میبریم ؛ چون یک فرضی (به دلیل نداشتن اون توجه و محبت در دوران کودکی) داریم که ما همه چیز رو تمام و کمال و مطلق میخوایم.یعنی همسر من قرار نیست مادر یا بچه هاشو دوست داشته باشه و باید فقط منو دوست داشته باشه و این یک آسیب کودکی است که ما وارد مرحله همه یا هیچ میشویم به همین جهت مردان یا زنانی هستند که وقتی همسرشون داره با خواهرش یا دوستش حرف میزنه یا میگه و میخنده اینها ناراحت میشند حالا یا مستقیم یا غیر مستقیم و برخی اوقات احساس بدی میکنند بدون اینکه بدونند علتش چیه...برای اینکه این نوع محبت که اینها میخواهند انحصاریه و مطلقه و مالکیته و همیشگی هست و هیچ شرطی براش قائل نبودنه و این گرفتاری دیگری است درست مثل یک بچه یک ساله یا دو ساله که اصلا تحمل نمیتونه بکنه مادرش یک بچه دیگه رو بغل کنه برای اینکه احساس میکنه پس من چی؟این همون چیزی است که ما تو بزرگسالی هم داریم.
*****13-برخی از آدمها به دلیل آسیبی که در زندگیشون خوردند همیشه فکر میکنند کاسه ای زیر نیم کاسه است...دروغی درکاره ...اینها در چند سال اول کودکی پدر یا مادر را گاهی اوقات نامهربان دیدند و اینها گاهی اوقات دیدند که در حالیکه پدر مادرشون جلوی جمع ازشون تعریف میکنند در جای دیگری یک چیز بدی دربارشون میگن و به تدریج یک نتیجه گیری کردند که همه چیز دروغه و فریبه لذا اینکه یکی میگه من همسر توام و دوست دارم و بهت وفادارم یک بازی و حقه بازی و سیاه بازیه و در پشت این حرفها یک خبرای دیگه ای هست و یا نظریه توطئه را میپذیرند
*****14-برخی اوقات ما یک جهانی رو میبینیم در حال فرو ریختن و ویرانی و این وحشت از ویرانی ما رو به هر چیزی میچسبونه و فکر میکنیم یک چیزای دیگه هم داره از دست ما اینجا و اونجا گرفته میشه و با بالارفتن سن حالمون بدتر میشه برای اینکه ضعف رو در خودمون بیشتر میبینیم و بی اعتنایی رو از جانب دیگران افزون میبینیم
*****15-برخی اوقات دارو میتونه به این نتیجه گیری و سیستم استدلالی اشتباه مغز کمک کنه.
*****16-وقتی یک فرد شکاک به خیابان میاد انتظار داره همسرش فقط افراد هم جنس خودشو ببینه و چون ما همه میدونیم که بالاخره مردان و زنانی بهتر از ما در برخی زمینه ها وجود دارند یک فرد شکاک طاقت اینکه همسرش به یک جنس مخالف خود نگاه کند را ندارد چون این موضوع بهشون عدم امنیت میده چون فکر میکنند الان میخوان یک کالا بخرند و همسرشون اونها رو ول میکنه و میره طرف اون.. پس تهمت بی وفایی به همسرشون میزنند....و با این واقعیت آشنا نیستند که وقتی مثلا همسر شما ، شما رو انتخاب کرده معنایش این نیست که شما بهترینی بلکه موضوع اصلی و اساسی اینه که شما برای او مناسبتر هستین همونطور که او برای شما مناسبتره
*****17-این موضوع شکاک بودن برمیگرده به آسیب های شدیدی که در کودکی دیدیم یا برمیگرده به خصوصیات ارثی که از پدر و مادر به ما رسیده و از نظر اجتماعی برمیگرده به موضوع چند زنی در جامعه ما که موضوع حسادت و خیانت رو بهش یک واقعیت و تائید اجتماعی و مذهبی میدهیم.
*****18-از طرف دیگه ممکنه وقتی من ادم شکاکی هستم و میبینم همسر من از دست من و ازدواج با من ناراضیه و ناراحته... دیگه کاملا منو از هم میپاشه و برای حرفام دلیل هم پیدا میکنم ...و با این واقعیت آشنا نیستم که اصلا بر فرض محال همسر من در نهایت منو نخواست و خواست بره....خوب بره....دنیا که به آخر نمیرسه و من به زندگیم ادامه میدم و این همه مرد یا زن بدون همسر من دارند شاد و خوشحال زندگی میکنند و تنها راه خوشبختی که بودن با همسر من نیست.
****19-همسر یک فرد شکاک هیچ کاری نمیتونه برای بهبود همسرش بکنه چون هر گفتگو و استدلالی حتی وقتی او میپذیرد بعدش با خودش میگوید ببین چطور کلاه سر من گذاشت و گولم زد و به میزانی که همسرشون شفافتر و واضحتر عمل کنه اتفاقا شک فرد شکاک رو بیشتر بر می انگیزه زیرا با خودش میگه ببین همسر من چه حقه بازیه که طوری عمل میکنه که هیچ ردپایی از خودش باقی نمیزاره و من میدونم که الان داره تو ذهنش به یکی دیگه فکر میکنه.
*****20-بعضی این بحث رو به گونه ای دیگه مطرح میکنند و میگویند کودکانی که در کودکیشون نفهمیدند چرا!!!!!!!!!!!!!!!مخصوصا اگه آدم یک ذره باهوش باشه نمیفهمه چرا....چرا بابا اون کارو کرد؟چرا مامان اونجوری گفت؟چرا عمه و خاله اونجوری کردند و به من گفتن برو بخواب؟کودکی که بخواد بفهمه چرا میخواد از یک چیزی سر در بیاره لذا عروسکی که بهش میدین پاره میکنه ببینه توش چیه یا اسباب بازیشو میشکونه ببینه داخلش چیه...به همین دلیل برخی اوقات وقتی آدمها به یک آدمی نزدیک میشوند میخوان توشو دربیارند و بخاطر همینم ازش میپرسیند خوب چه خبر؟ بگو ؟چی شد؟ با کی رفتی؟از کی خوشت اومد؟حرف زدی؟اشکال کار اینست که هرچه بیشتر بدونید سوالهای بیشتری براتون پیش خواهد اومد و پایانی هم نداره و رنج بیشتری خواهید برد...یعنی این نگاه یک نگاه مطلق گرایی است که مالکیت همیشگی رو میخواد.
*****21-Ppd از سال 1954 وارد کتاب جامع روانپزشکی آمریکا شد.در کتاب جامع روانپزشکی اومده که این افراد شکاک پیش قراولان روان پریشی هستند . در سال 1966 یک مطالعه ای کردند و دیدند افرادی که اسکیزوفرنیا داشتند 50 درصدشون قبلا مبتلا به ppd بودند.
*****22-خیلی از افراد ppd زندگی های معمولی دارند و حتی میتونن به مقامات عالی هم برسند. و منسر یک روانپزشک امریکایی پارانویا رو به دیگر اندیشی ترجمه کرده است.
*****23-دکتر فریمن با تستهایی که داره پارانویا رو به 5درجه تقسیم کرده :
1-کسایی که فکر میکنند دنیا جای خطرناک و ترسناکیه
2-علاوه بر مورد یک فکر میکنند مردم این دنیا هم خیلی آسیب رسان هستند و دارند پشت سر من بدگویی میکنند
3-علاوه بر مورد دو می گویند ما از این موضوع خیلی ناراحتیم و به عذاب اومدیم
4-علاوه بر مورد سوم میگویند دشمن به همین دلائل داره برای من کارشکنی میکنه و کار خیلی مهمی داره بر علیه من انجام میده
5-علاوه بر مورد چهارم او منتظر است هر لحظه این توطئه و حالت بدگویی و بداندیشی دیگران در وجود او اثر سوء خودشو بگذاره و به او آُسیب بزنه
*****24-بیمار ppd معمولا 4تا ویژگی داره :
1-حسادت شدیدی به همسر داره
2-مساله جنون عشق یا تب عشق رو معمولا پیدا میکنه و حالت شیدایی در عشق داره و اصولا وقتی پارانویا بتونه همفکر و بیمار خودشو پیدا بکنه یک پیوند اساسی بین این دو نفر بوجود میاد که بازکردنش غیر ممکن است.
3-این افراد مساله بزرگنمایی دارند یعنی استعدادهای غیر عادی و غیر معمولی برای خودشون قائل هستند و خیلی خودشونو تافته جدابافته میدونند و در هر چیزی قبول دارند.
4-همیشه فکر میکنه مورد بحث دیگران هست و دیگران پشت سرش بدگویی میکنند و میخواهند بهش آسیب برسونند.
*****25-در کتاب روانپزشکی جامع آمریکا 7 ویژگی وجود داره که اگه شما 4تاشو دارید شما مبتلا به ppd هستید :
1-فرد همیشه در انتظار هست که سرزنش بشه و احساس گول خوردگی بکنه
2-همیشه به دنبال نشانه ای هست که ثابت بکنه یک خطر وجود داره 
3-حالت دفاعی خیلی شدیدی داره 
4-اهل انتقاد و سرزنش نیستند 
5-شک و تردید دائمی درباره وفاداری دیگران داره ومیگه نباید به مردم اعتماد کرد
6-مساله فرافکنی اساس کار یک پارانویاست یعنی چیزهایی که در وجودشون هست رو مرتب به دیگران نسبت میدهند، هرچیزی رو به چیز دیگه نسبت میده 
7-بیش از اندازه به انگیز ه های درونی و معانی رفتار دیگران وجه میکنه و اونها رو بزرگ جلوه میده و برای اونها مفاهیم دیگه ای به غیر از اون چیزی که هستند قائل میشه 
*****26-تحقیق کردند که اگر بین دو خواهر یکی ppd داشته باشه احتمال سرایت به دیگری 40درصد است و بین زن و شوهر 28 درصد و بین مادر و فرزند 24 درصد و بین برادر و برادر 11 درصد احتمال این سرایت وجود داره.دکتر اشنر میگه ارث این بیماری رو پیشنهاد میده ولی پرورش در محیط اون را آماده میکنه و تحویل میده.
*****27-این افراد از نظر شغلی دائم در صدد این هستند که ببینند کی براشون کارشکنی میکنه و مرتب دنبال مدرک جمع کردن هستند و چون احساس میکنند دشمن وجود داره همیشه دست به کارهای بیمارگونه میزنند.
*****28-افسردگی یکی از پیامدهای این اختلال است ,و متاسفانه سراغ روانشناس نمیروند.
*****29-این افراد یک دلیل رو میگیرند و شروع به گسترشش میکنند و از کاه ،کوه درست میکنند.
سبب شناسی ppd :
***نداشتن امنیت و اطمینان در یک سال اول و بوجود امدن شرم و خجالت زیاد در سال دوم و احساس گناه و حقارت سرشکستگی در سالهای بعدی میتونه موجبات این اختلال رو فراهم کنه.بچه هایی که بسیار مورد تحقیر و سرزنش و مسخره قرار گرفتند در بزرگسالی میتونند گرفتار پارانویا بشوند.وقتی ما فرد رو در موقعیتی قرار بدهیم که نتونه تشخیص بده واقعیت کدام است یعنی فرد رو از آزمون واقعیت عاجز کنه در واقع ما او را به سرزمین شک و بدبینی و سوء ظن هدایت کرده ایم.وقتی ما گفته هامون در مقابل عملمون در مقابل بچه ها یکسان نباشه ...یا وقتی به بچه هامون علت خشممون رو نگیم همه و همه موجبات این اختلال رو فراهم میکنند.
*** وقتی در خانواده ای بچه ها هرکاری میکنند نمیتونند پدر و مادر رو راضی کنند تخم پارانویا را در وجود بچه میکارند .....یک جوان تعریف میکرد : که در استان من رتبه دوم رو بدست آوردم و دوان دوان به سمت پدرم رفتم تا این خوشحالی رو با او در میان بگذارم و پدرم در میان چند تا از دوستاش بود و من بهش گفتم پدر مژده بده من توی استان شاگرد دوم شدم گفت پدرم یک سیلی محکم زد توی گوشم و گفت : احمق گفتم شاگرد اول ... جوان گفت وقتی پدرم این کارو با من کرد من شکستم و گفتم اینجا دیگه جای من نیست و من هرکاری بکنم گرفتارم برای همین اومدم آمریکا که از من نخواهند نفر اول باشم.
***بوجود امدن دلبستگی ناپایدار بین مادر و کودک مییتونه اساس یک پارانویا رو تشکیل بده 
***فرهنگ در یک کشور میتونه پارانویا رو گسترش بده مثل مساله چشم شور و امثال اینها 
**وقتی در خانواده ای یک ساختار سلطه گری و تحکم و انتقاد از فرزندان وجود داره این اختلال رو بوجود می آورند
***افراد پارانویا خیلی هاشون رد کودکی مورد تجاوز قرار گرفتند 
***در شخصیت پارانوئید وجدان وجود داره ولی در شخصیت ضد اجتماعی وجود نداره 
***بیمار ocd خودش با پای خودش پیش مشاور میاد ولیppd رو باید به زور پیش مشاور برد.