سوگ

روانشناسی علمی را با روانشناس بالینی می آموزیم

تاثیر بحران بر کودک و خانواده

۷۷ بازديد

تاثیر بحران بر کودک و خانواده-مهدی صارمی نژاد شیراز
تاثیر بحران هایی مثل داغدیدگی بر خانواده (تاثیر بحران بر کودکان) :

کودکان نیز بر آنچه برای آنها اتفاق می افتد آگاه هستند و معمولا ترس ها و اضطراب کودکان از بحران به عوامل دیگر تعمیم داده می شود، مثل ترس از تاریکی و...
عمده اختلالات رفتاری به دنبال حوادث شامل:
شب ادراری، انگشت مکیدن، از دست دادن کفایت خود نسبت  به قبل از حادثه، در خواست های نامحدود از والدین و...
معمولا کودکان به علت کنترل کمترشان بر خود در شرایط بحرانی دچار آسیب های بیشتری می شوند نوع و شدت آسیب بستگی به ماهیت و سطح گستردگی آسیب شناسی از حادثه و میزان حمایتی که از خانواده، اجتماع و ... می گیرند، معمولا کودکان پس از سانحه علائم استرس زیرسطح بالینی را نشان می دهد.
نکات مهم در آسیب شناسی بحران کودکان شامل:
۱.داشتن مکنیسم های انطباقی کمتر، ۲.کنترل کمتر بر وقایع و اتفاقات محیطی، ۳.آسیب پذیری فوق العاده نسبت به اثرات تروما، ۴. ممکن است پس از تروما (مرحله پیش عملیاتی ذهنی راحتی برای چند سال ادامه دهند)، ۵.محدودیت در انعطاف پذیری و انطباق با شرایط، ۶.فقدان انطباق می تواند رشد روانی و شخصیتی کودک را تحت تاثیر قرار دهد.
عوامل پیش بینی کننده در توان انطباقی اولیه در کودکان (عوامل موثر بر تاثیر بحران بر کودکان):
  • در معرض حادثه تروماتیک بودن
  • ویژگی های قبلی کودک
  • عوامل خانوادگی
  • عوامل عاطفی
  • عوامل شناختی
سبک شناختی و عاطفی به چه عواملی بستگی دارد:
  1. میزان نزدیکی به منطقه بحران
  2. میزان آگاهی از بحران
  3. آسیب بدنی
  4. میزان ناتوانی
  5. مشاهده جراحت یا مرگ خانواده و...
  6. ترس واقعی
  7. استمرار نابسامانی زندگی
  8. از دست دادن مایملک شخصی
  9. واکنش والدین و وسعت فروپاشی خانواده
  10. شرایط قبل بحران
  11. احتمال تکرار مجدد بحران
انواع آسیب های بحران خانواده:
  • مرگ یا جراحت فیزیکی اعضا خانواده
  • از دست دادن محل سکونت و دارایی ها
  • تغییر مکان و مدرسه
  • از دست دادن شغل و درآمد اقتصادی خانواده
  • بدکارکردی والدین
داغدیدگی:
درزمره مشکل ترین و آسیب زا ترین چالش های انسان است و شامل جنبه های عاطفی، روانی، اجتماعی و جسمانی است.
عوامل مرتبط با داغدیدگی شامل:
  1. فقدان حمایت اجتماعی یا دریافت حمایت ناچیز اجتماعی
  2. هم زمانی سوگ یا سایر بحران ها و نگرانی ها
  3. فقدان ثبات در روابط فرد با متوفی
  4. وجود روابط به شدت وابسته
تاثیر نوع مرگ و داغدیدگی:

مرگ ناگهانی
بدون آمادگی قبلی برای نزدیکان فرد رخ می دهد و نزدیکان دچار شوک شدید می شوند، افسردگی و نا امیدی و عدم پذیرش هم از مواردی است که معمولا با آن سرو کار دارند.
خودکشی
برای بازماندگان ایجاد خشم و احساس گناه را به همراه خواهد داشت و در بعضی موارد موجب گسستگی پیوند های اعضای خانواده (مثلا ازدواج) می شود.
مرگ مبهم و نا معلوم
برای نزدیکان فرد باعث سردرگمی و بلاتکلیفی می شود و خانواده در عین حال که امیدوار است دچار ترس و نگرانی هم می باشد و باعث افسردگی و ایجاد ترس در بین اعضای خانواده می شود.
نکته قابل توجه در بررسی این مورد این امر است که معمولا تحمل مرگ هایی در راه اهداف والا (شهادت و...) برای نزدیکان آسان تر است و آسیب های روانی این خانواده ها کمتر است.
بررسی داغدیدگی در خانواده ها شامل سه بعد می باشد:
  1. کودکان
  2. بزرگسالان
  3. سازگاری افراد
کودکان در داغدیدگی:
واکنش کودکان نسبت به فقدان بر اساس سن، میزان قرابت و نوع روابط عاطفی با فرد متوفی متفاوت است و توضیح والدین در رابطه با مرگ نیز قابل اهمیت است.
و نیز عواملی مثل جنسیت (دختر، پسر) بودن در نوع داغدیدگی موثر است به عنوان مثال دختران معمولا از والدین بیمار خود مراقبت می کنند اما پسران کمتر این کار را انجام می دهند لذا بعد از فوت والدین نقش دختران به کلی تغییر می کند در نتیجه سخت تر خواهد بود.
از دست دادن خواهر و برادر برای دیگر فرزندان معمولا موجب سردرگمی و ناامیدی می شود. در صورت داشتن بیماری سخت متوفی به علت شرایط موجود می تواند رفتار های افراط گونه والدین را به همراه داشته باشد به شکلی کهدر زمان بیماری تمام توجه خود را معطوف به کودک بیمار خود می کنند و بعد از فوت او تمام توجه به علت ترس ناشی از آن رویداد به سمت فرزند دیگر بر می گردد لازم به ذکر است که معمولا در دوقلو ها به علت یکی انگاشتن خود با خواهر یا برادرشان پس از فوت تروما های شدید تری را تجربه می کنند.
بزرگسالان و داغدیدگی:
مرگ فرزند در بزرگسالان می تواند باعث سردی در روابط زناشویی (بی میلی و ناتوانی) شود که در صورت ادامه گستگی خانواده را به همراه خواهد داشت.
مرگ همسر نیز، بیشترین آسیب ها را برای شخص به جای ماده به همراه دارد در صورت داشتن فرزند فرد بار سنگین پرورش فرزندان را به تنهایی به دوش می کشد و فرصت کافی برای سوگواری را به خود نمی دهد مخصوصا اگر فرزندان در سنین نوجوانی و کودکی قرار داشته باشند زیرا مسئولیت  های مالی آنها نیز به عهده والد باقی مانده می ماند لذا این والدین بیشترین سختی و فشار را متحمل می شوند اما در صورت نداشتن فرزند فوت همسر موجب تنهایی و بروز افسردگی و معمولا روی آوردن به انزوا در فرد می شود.
مرگ فرزند جوان در خانواده برای والدین غم و ناراحتی های فراوانی را به همراه دارد و امکان بروز طلاق را تا ۸۰ درصد در این خانواده ها افزایش می دهد و این والدین همواره احساس می کنند که موجب بی انصافی قرار گرفته اند لذا مدام درگیر تجربه احساس خشم در خود هستند.
مرگ فرزند در شرایط حادثه یا بیماری، در صورت ناگهانی بودن شوک شدید رخ می دهد لذا پذیرش در بین این خانواده ها روند کند تری را به همراه دارد اما در صورتی که فوت فرد به صورت تدریجی رخ دهد فرایند مرگ به تدریج با داغدیدگی تلفیق می شود در نتیجه افراد خانواده از نظر روانی آمادگی بیشتری برای این مسئله خواهد داشت.

برای مطالعه بیشتر به این مقاله از آقای صارمی نژاد مراجعه کنید.

سازگاری با داغدیدگی:
نکته قابل توجه در برررسی ای بخش این امر است که سازگاری در فرهنگ های مختلف متفاوت است و معمولا در ماه های اول با کاهش تدریجی نگرانی، انطباق تدریجی عملکرد و مشکلات سلامت روان و یا کاهش مصونیت جسمانی و افسردگی، اختلال اضطراب و اختلال در روابط بین فردی همراه است.
و در مراحل بعد ممکن است فرد دچار فقدان، احساس خشم، اعتراض و یا قهر با متوفی به علت ترک شدن و یا قهر با دیگران به علت خشم از آنها برای زنده بودن در غیاب متوفی شود. به طور کلی در سوگواری فرد به مرور خاطرات و ارتباط روانی متوفی می پردازد و به مرور فقدان را درک می کند و مرگ را می پذیرد لازم به ذکر است که تمامی مراحل با احساس دلتنگی ، حزن و فقدان همراه است.
این مراحل معمولا بین چند هفته تا چند ماه در شرایط عادی به طول می انجامد، اما پریشانی و اشتغال ذهنی در فرد داغ دیده بین یک سال یا بیش از یک سال امکان دارد که ادامه داشته باشد که این زمان به شرایط مختلفی بستگی دارد و یکی از مهمترین آنها طی شدن مراحل سوگواری است که قبلا در خلاصه کارگاه سوگ مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی که در این وبلاگ قرار داده شده است به صورت کامل به آن پرداخته شده است.

باید توجه داشت که وجود روابط خوب و پویا بین اعضای یک خانواده به تسهیل فرآیند داغداری کمک می کند در حالی که ضعف روابط نیز ممکن است منجر به ناسازگاری هایی در بلند مدت شود و علاوه بر این که زمان گذر کردن از فرآیند داغداری را دست کاری می کند این فرآیند را برای افراد سخت تر هم میکند. در نتیجه بهتر است در این شرایط از یک متخصص کمک بگیرید.
 

سوگ mourn

۱۰۰ بازديد
mourn-دکتر مهدی صارمی نژاد شیراز

سوگ
یکی از واقعیت های اجتناب ناپذیر زندگی ما سوگ است، که تمامی افراد در طی زندگی خود آن را به شیوه ای تجربه خواهند کرد، درکودکی با از دست دادن اسباب بازی مورد علاقه، در مدرسه با عوض شدن معلم محبوب و در نوجوانی با از دست دادن دوستان سوگ را تجربه می کنیم.
در واقع سوگ مجموعه ای از احساست و رفتارهایی است که با از دست دادن هر چیز ارزشمندی در ما بیدار می شود، و برای ما همراه با درد وغم خواهد بود.  در ادامه به توضیح خلاصه شده ای از کارگاه  سوگ مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) شیراز پرداخته شده است.

سوگ در ابعاد کلی به دو دسته تقسیم می شود که شامل این موارد است:
  • مرده سوگواری
  • زنده سوگواری
مرده سوگواری در واقع فرآیندی را شرح می دهد که ما طی آن فرد، شرایط یا موقعیتی را به طور کامل از دست می دهیم و دیگر به آن هیچ دسترسی نداریم به عنوان مثال زمانی که عزیزی را از دست می دهیم مرگ این فرد راه تمام دسترسی های ما را به او می بندد.
اما در زنده سوگواری فرد، شرایط یا موقعیت همچنان وجود دارد اما امکان دسترسی به آن برای ما وجود ندارد، به عنوان مثال زمانی که از رابطه عاطفی خارج می شویم فرد مقابل ما همچنان زنده است اما ما دسترسی به او نداریم.
واکنش انسان در این مواقع همان طور که اشاره شد همراه با درد و غم است. و به  گونه ای احساس گم کردن چیزی یا کم بودش را مدام در هر لحظه تجربه می کند اما راهی برای مقابله و رفع این درد ندارد. در واقع در هر نوع سوگ که در ادامه به آن ها اشاره خواهد شد مراحلی برای انسان رخ می دهد که شامل واکنش هایی مشابه  است که همه آن را تجربه میکنند و این واکنش ها به شرح زیر هستند:
در مرحله انکار واقعیت، شوک برای فرد رخ می دهد و ذهن از بعد زمان و مکان خارج می شود  در اصطلاح زمان برای فرد درگیر با سوگ متوقف می شود و یا از کیفیت همیشگی خود خارج می شود، زیرا او نمی خواهد قبول کند که این اتفاق رخ داده است. و معمولا مدام به خود می گوید:
« باورم نمیشه! امکان نداره! »
اما پس از آنکه فرد از شوک خارج می شود و اتفاق رخ داده را درک میکند (مثلا : دیگر کارم را از دست داده ام!) کم کم جای انکار با احساس خشم پر می شود و فرد به دنبال مقصر می گردد و این خشم بسته به نوع چیزی که از دست رفته میتواند معطوف به خدا یا هر فرد و هر چیز دیگری بشود
در این مرحله فرد با خود می گوید:   « چرا من؟ چرا فرزند من؟ چرا شغل من؟ »
و بعد از فروکش شدن خشم، فرد به چانه زنی دست می زند ودر این مرحله  وارده معامله هایی با خدا و اطرافیان و... می شود یا قانون هایی را برای خود وضع می کند و معمولا دنبال شرط برای هر چیزی میگردد و با خود می گوید: « اگر این اتفاق رخ دهد فلان کار را انجام میدهم! اگر به خوابم بیاد غذا میخورم! »
اما پس از سردرگمی ها و عبور از چانه زنی ها برای پیدا کردن نقطه ای آرام در ذهن وقلب خود بالاخره فرد یک قدم به پذیرش نزدیک می شود و از تقلا دست می کشد و سپس در این مرحله غم و اندوه بر او چیره می شود. و همراه با این حس عمیق، احساس گناه را درخود تجربه میکند و افکاری در ذهن پدیدار می شود، خاطرات خوب از چیزی که از دست رفته در ذهن فرد نمایان می شود. معمولا افراد دراین مرحله داستان سرایی های ذهنی دارند مثلا کسی که عزیزی را از دست داده است با خود میگوید:
« میدونست قراره بمیره که این حرف رو به من زده! »
و خاطرات خود با فرد از دست داده را برای خود تحریف می کند تا بتواند درد خود را تسکین دهد. و بالاخره پس از عبور از این مرحله وارد گام آخر سوگ  یعنی پذیرش میشود. در این سطح فرد یاد می گیرد که بدون آن چیزی که از دست داده است به زندگی خود ادامه دهد.
لازم به ذکر است که در طی گذراندن هر کدام از مراحل گفته شده فوق امکان آنکه فرد دوباره به مراحل قبلی برگردد وجود دارد اما اگر مثلا دفعه اول یک هفته زمان برده است تا از نظر روانی  مرحله چانه زنی را پشت سر بگذارد، بار بعد این اتفاق سریع تر رخ خواهد داد و لازم است اشاره شود که ماندن در هر کدام از این مراحل و عبور نکردن از آن باعث می شود که فرایند سوگ به درستی شکل نگیرد لذا فرد غم و دردش به رنج مداوم تبدیل می شود.

انواع سوگ شامل:

  • مهاجرت کردن از دست دادن به یکباره تمامی متعلقات
  • از دست دادن سلامتی به دلیل بیماری یا نقص عضو
  • طلاق
  • جدایی عاطفی
  • از دست دادن کار
  • ورشکستگی مالی
  • بیماری عزیزان
  • از دست دادن و شکست در آمال و آرزوها
  • از دست دادن عزیز
  • از دست دادن دارای ها مثل خانه، ماشین و...
  • و...
همان طور که قبلا هم اشاره شد طی نشدن مراحل سوگ می تواند منجر به مشکلاتی در هر فرد شود مثلا بیماری های جسمی مثل تنگی نفس درد هایی با ریشه های عصبی و بدون منشا پزشکی که علت آن ها بالا رفتن سطح کورتیزول در خون فرد به علت غم است و همچنین بیماری های روحی مثل افسردگی، اضطراب پس از سانحه و روی آوردن به اعتیاد و... است که توصیه می شود در هنگام رخ دادن هر سوگ حتما از درمانگر کمک گرفته شود.

برای آگاهی از کارگاه ها و نحوه ثبت نام میتوانید به سایت www.mehdisareminezhad.ir مراجعه نمایید.