antisocial

روانشناسی علمی را با روانشناس بالینی می آموزیم

اختلال شخصیت ضد اجتماعی antisocial

۵۸ بازديد
شخصیت ضد اجتماعی-دکتر مهدی صارمی نژاد شیراز 

در ادامه توضیح اختلالات شخصیت،به بررسی اختلال شخصیت ضد اجتماعی یا antisocial می پردازیم

شاخص اختلال شخصیت ضد اجتماعی نگرش طمع کارانه  فرد نسبت به دیگران و نوعی عدم حساسیت و بی تفاوتی نسبت به حقوق آن ها است، که با دروغ گفتن و دزدی و تقلب و چیزهای بدتر از آن بروز پیدا می­کند. لازم به ذکر است تماس با این افراد بسیار خطرناک می باشد زیرا بسیاری از آنها افرادی به شدت آسیب زننده (اکثرا مجرم) هستند. به بیان دیگر این اختلال را اختلال اراده نیز می نامند . بنا به دلائل زیستی ، اجتماعی و  رواشناختی این افراد قادر به هدایت کردن خویش در امور زندگی همراه با ادب و نزاکت و درک متقابل و درست نیستند. چنانچه افراد قادر به اعمال اراده باشند و  بتوانند خود را درست هدایت کنند اما صرفا ترجیح دهند که این کار را نکنند، آنها نیز در گروه افراد دارای این اختلال قرار می گیرند.
اختلال شخصیت ضد اجتماعی یکی از بدترین اختلالات شخصیتی است که در خیلی از موارد درمان این افراد امکان پذیر نیست.
شخصیت ضد اجتماعی کارهای بد و غلط انجام می دهد و موجب آزار دیگران میشود و این رفتار و کارهای او بوی جنون و دیوانگی می دهد و افراد عادی آن ها را به عنوان مجرم و جنایتکار می شناسند و  معمولا در شکنجه گاه ها می توان شاهد این افراد بود که با راحتی و یا حتی لذت و شادمانی به شکنجه و آزار دیگران مشغول هستند.
البته بسیاری از شخصیتهای ضد اجتماعی می توانند جنایتکار هم نباشند و یا دیگران را به آن صورت مورد آزار قرار ندهند و البته بسیاری از جنایتکاران و کسانی که دیگران را آزار می دهند هم ممکن است شخصیت ضد اجتماعی نداشته باشند. در اصل تفاوت اصلی افراد دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی با این افراد در این امر است که فرد درگیر با این اختلال احساس پشیمانی از کار خود ندارد و در مواردی می توان گفت همچین احساسی را اصلا تجربه نمی کند یا بدون درک از شرایط فرد مقابل دست به آسیب های جدی به آن می زند.
نکته جالب : بسیاری از اوقات آدمهایی که شخصیت ضد اجتماعی دارند در جامعه پذیرفته شده حتی مورد تائید و تشویق هم قرار میگیرند و این افراد برخی اوقات در محیط های نظامی و در برخی قهرمانان ورزشی هم مشاهده کنید مثلا در ورزشی مانند بوکس که اساسش بر اینست که دو نفر همدیگه رو تا پای مرگ بزنند فردی که مثلا قهرمان جهان در بوکس است میتواند این اختلال شخصیت را دارا باشد.
از نظر شیوع این اختلال بیشتر در مردان دیده شده است اما زنانی هم هستند که درگیر با این اختلال باشند و باید توجه داشت چنانچه در ادامه مطلب هم اشاره می شود مادران در شکل گیری این اختلال می توانند نقش چشمگیری را ایفا کنند.
رابرت کگان معتقد است افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی باید از نظر ساختار روان شناختی به کودکان ده ساله شباهت داشته باشند هیچ یک از آنها نمی توانند مسئولیت پذیر باشند، هر دو مشکل درک دیگران را دارند و هر دو بسیار غیر انتزاعی فکر میکنند. نکته قابل توجه درباره این اختلال این امر است که اراده  مورد بحث در این افراد مانند اغلب کارکردهای روانی در یک پیوستار قرار دارد که افراد بهنجار کم و بیش از آن برخوردارند.


برای اطلاعات بیشتر در زمینه شخصیت شناسی اینجا کلیک کنید.

برای اینکه رفتار ضد اجتماعی اختلال شخصیت محسوب شود باید دو ملاک اصلی را براورده سازد:

1-این رفتار باید سابقه دار باشد، گرچه این تشخیص را نمیتوان در مورد زیر 18 سال اعمال کرد ولی ملاکهای سابقه به شواهد قبل از 15 سالگی از قبیل دروغ گفتن همیشگی، رفتار پرخاشگرانه، رفتار پرخاشگرانه جنسی، ویرانگری، دزدی و تخریب در مقررات خانه و مدرسه باشند.
2-رفتار ضد اجتماعی موجود باید حداقل در سه نوع رفتار مشخص شده باشد پرخاشگری مکرر و بی ملاحظگی که دیگران را به خطر می اندازد، حقه بازی، عدم پشیمانی و بی مسوولیتی مداوم به گونه ای که در اینگونه رفتارها دیده میشود، و همچنین ناتوانی در پرداختن تعهدات مالی
هروی کلکلی در «کتاب ماسک شعور» 16 ویژگی راجع به اختلال شخصیت ضد اجتماعی ذکر میکند که میتوان انها را به سه طبقه گسترده کاهش داد :
1-رفتار ضد اجتماعی که بطور نامناسبی بر انگیخته میشود: برای مجرمان بهنجار جرم معنی دار و قابل درک است و ما میفهمیم آنها چه میکنند و چرا این کار را میکنند ولی جرم های افراد جامعه ستیز اغلب بی هدف و تصادفی و تکانشی به نظر میرسند. 
2-فقدان وجدان و احساس مسولیت نسبت به دیگران: آنها فاقد استعداد عشق ورزیدن و دلبستگی مستمرند و نسبت به اعتماد و مهربانی و یا محبت بی اعتنا هستند و بی شرمانه دروغ میگویند و با بیرحمی از کسانی که به انها اعتماد کرده اند سوء استفاده میکنند.
3-نارسایی هیجانی: مجرمان عادی احتمالا هیجانها را مانند افراد بهنجار تجربه میکنند ولی جامعه ستیزان هیجان های بسیار سطحی را تجربه میکنند و ظاهرا آنها برای عشق و خشم و اندوه شادی یا نامیدی مستمر فاقد استعداد هستند.
منابع جامعه ستیزی یا عوامل ایجاد کننده رفتار ضد اجتماعی
1-موقعیت خانوادگی و اجتماعی: شواهد نشان میدهد این افراد کودکی دشوارتری نسبت به دیگران داشته اند وهرچه رفتار جامعه ستیز جدی تر باشد احتمال بیشتری دارد که فرد جامعه ستیز دچار محرومیت از والدین شده باشد و جوعاطفی مقدم بر طلاق مثل مشاجرات وکتک کاریهای خشن، بی عفتی وقیحانه، الکلیسم، مصرف مواد، بی ثباتی والدین و بی توجهی پدر از جمله مواردی است که در جامعه ستیزی فرد دخالت دارد.
2-کاستی های یادگیری: بسیاری از متخصصان بالینی از ناتوانی افراد جامعه ستیز در درس گرفتن از تجربه شگفت زده شده اند. پریچارد «آنها را کودن های اخلاقی نامید که نمیتوانند از تجربیات تنبیه کننده درس بگیرند و در نتیجه قضاوت ضعیفی دارند اما اغلب با شعور و باهوشند».
افراد عادی به سرعت یاد میگیرند و موقعیت های تنبیهی را پیش بینی میکنند و از انها اجتناب می ورزند اما جامعه ستیزان چون اضطراب کمی را تجربه می کنند و کم انگیخته هستند در این امر موفق نمی شوند.
در یک ازمایش علمی در مورد جامعه ستیزانی که به آنها ادرنالین به جهت انگیختگی بیشتر تزریق کرده بودند نشان داد که انها همانند افراد بهنجار توانستند اجتناب از شوک را یاد بگیرند و در تنبیه عدم تائید اجتماعی مشکل یادگیری را نشان دادند ولی در تنبیه مادی از قبیل از دست دادن پول سریعتر از افراد بهنجار یاد میگیرند اجتناب کنند لذا نشان می دهد جامعه ستیزان می توانند اجتناب از تنبیه را یاد بگیرند به شرطی که این تنبیه برای آنها ناخوشایند باشد.
هرچه فاصله بین زمانی که رفتار روی میدهد و پیامدهای ان بیشتر باشد یادگیری دشوارتر است و برخی افراد در پی بردن به رابطه بین این دو رویداد در طول زمان مشکل بیشتری داشتند که جامعه ستیزان بیشتر از اغلب افراد دچار این مشکلند.

3-عوامل ژنتیکی و مجرمیت:همه مجرمان جامعه ستیز نیستند و همه جامعه ستیزان مجرم نیستند. چون  طبق پژوهش ها هماهنگی جامعه ستیزی یا مجرمیت در دو قلوهای یک تخمکی بیش از دو تخمکی نشان داده شد لذا میتوانیم نتیجه بگیریم عوامل ژنتیکی در شکل گیری این اختلال ایفای نقش میکنند.
برای درک بهتر این بخش باید اشاره داشت که طبق مطالعاتی در دانمارک زنان به احتمال کمتری از مردان مجرمان حرفه ای میشوند ولی فرزندان زنان مجرم بیشتر از فرزندان مردان مجرم در معرض خطر محکومیت های جزایی قرار دارند به نظر میرسد زنان مجرم بیش از مردان مجرم آمادگی ژنتیکی دارند و یک توجیه معقول این پدیده بر اساس این مشاهده است که دزدی کاری است که مردان احتمالا آن را بیشتر از زنان انجام میدهند برای اینکه زنان به این رفتار جزایی بپردازند به آمادگی ژنتیکی نیرومند تر و شرایط محیطی ناگوارتر از برادرانشان نیاز دارند.
زنان دو کروموزوم X دارند و مردان یک X و یک Y دارند ولی برخی مردان یک کروموزوم Y اضافی نیز دارند.XYY گاهی اوقات ابرمرد محسوب میشود تقریباً 1 مرد از هر 850 مرد چنین آرایش کروموزمی را دارا است لذا چنین فردی معمولا بسیار قدبلندتر از مردان عادی است و اعتقاد بر این است که XYY خشن است و امادگی بیشتری برای رفتار جزایی دارد که البته در برخی مطالعات این دیدگاه تایید نشده و گفته میشود که آنها به دفعات بسیار بیشتری از مجرمان مرد بهنجار مرتکب جرم شده اند. در یک خرده اطلاعات دیگر آنها هوش کمتری در مقایسه با مجرمان XY دارند زیرا میدانیم یافتن شغل یا مقاومت در برابر وسوسه ها برای افراد کم هوش دشوارتر است و یا شاید هم به دلیل هوش کمتر به احتمال بیشتری بازداشت و محکوم میشوند. 
برخی مطالعات میگویند که وزن کم هنگام تولد که اغلب از سوء تغذیه و مشکلات دیگر بارداری ناشی میشود معمولا بر رشد مغز و رسش بعدی تاثیر گذاشته و از این رو میتواند احتمال وقوع رفتار جزایی را افزایش دهد.
4-کژکاری های فیزیولوژیکی: تعداد قابل ملاحظه ای از جامعه ستیزان برق نگاره مغز EEG (یا الکتروانسفالوگرام آزمایشی است که ناهنجاری‌ها و مشکلات موجود در امواج مغزی یا فعالیت الکتریکی مغز بیماران را تشخیص می‌دهد. بسیاری از مشکلات و بیماری‌های مغزی از طریق بررسی این بارهای الکتریکی قابل تشخیص هستند) نابهنجار دارند که بوِیژه در مورد جامعه ستیزان بسیار خشن و پرخاشگر صدق میکند. اولا جامعه ستیزان امواج مغزی کندی از خود نشان میدهند که ویژگی کودکان بوده و حاکی از نارسیدگی مغز است و ثانیا نسبت قابل توجهی در امواج مغزیشان خیزکهای مثبت نشان میدهند که شلیکهای ناگهانی و کوتاه فعالیت های موجی مغز هستند این نارسیدگی مغز نشان میدهد وقتی جامعه ستیزان مسن تر شوند قاعدتا کمتر درگیر رفتار ضد اجتماعی میشوند و نیز اینکه این خیزکهای مثبت بیانگر کژکاری در دستگاه کناری مغز هستند یعنی دقیقا دستگاهی که انگیزش و هیجان را کنترل میکند و چند نظریه پرداز حدس زده اند که هیجان ترس تحت تاثیر این کژکاری فیزیولوژیکی قرار دارد لذا ناتوانی جامعه ستیزان در درس گرفتن از تجربه های تنبیه کننده میتواند حاصل فیزیولوژی معیوب باشد پس زیست شناسی نه خباثت ممکن است منبع اختلال شخصیت ضد اجتماعی باشد.
معمولا شخصیت ضد اجتماعی با دو واژه دیگه همراه است:

1-سایکو پت :
این افراد ظاهری بسیار موجه دارند اما در درون خود با مسائل و مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنند، معمولا از خانه خوبی آمده اند و پدر و مادر نسبتا خوبی داشته اند. ولی معمولا یکی از والدین در جهت یاد دادن نظم و انضباط و کشیدن خط و چهارچوب با فرزند دچار مشکل بوده است و دیگر اینکه والدین تفاوتی بین خودی و غیر خودی برای فرد دارای این اختلال قائل نشدند برای درک بهتر میتوان گفت:  مثلا بچه ها بین سن 5 تا 6 سالگی اگر پولی در جایی ببینند برمیدارند زیرا تفاوتی بین ان چیزی که مال خودش است و ان چیزی که مال دیگران است قائل نمیشوند و وظیفه والدین است که رفتار درست را به او آموزش دهند.

2-سوشیو پت :
انسانی را شامل می شود که موجب آزار دیگران می شود و این آزار روی افراد کاملا ناشناخته، درباره موضوع های کاملا دور از شخص درگیر با اختلال است  به طور مثال : وقتی  فرد از کنار اتومبیلی رد می شود روی ماشین خط می اندازد بدون اینکه صاحب ماشین را بشناسد یا شیشه آن را میشکند یا شکستن چراغهای خیابان و رفتار هایی از این دست که مخاطب خاصی پشت آن وجود ندارد.

اصولا شخصیت ضد اجتماعی دو زمینه ذهنی را دارا می باشد که در ادامه به صورت خلاصه شده از کارگاه اختلالات مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی شیراز ذکر شده است  :
1-من وقتی کار بدی میکنم هیچوقت احساس پشیمانی و معذرت خواهی ندارم چون اون کسانی که اون همه به من بدی کردند نه یکبار معذرت خواستند و نه یکبار جبران کردند .
خیلی از اوقات کافیست من پدر یا مادری باشم که فرزندمو تنبیه میکنم و در عین حال همیشه از او طلبکارم و متوجه نیستم که دارم فرزندمو تبدیل میکنم به یک سایکو پت یا سوشیو پت و یا حتی یک بیمار روانی ، لذا این افراد اصولا مساله ای با عنوان محبت و مهربانی یا وجدان ندارند.
2-اگر سر و گردن دیگران را نزنی اونها دیر یا زود سر و گردنتو میزنند. پس چه بهتر تا زمانیکه زنده هستی سر و گردن دیگران رو بزنی تا گرفتار کسانی که با تو چنین میکنند نشوی. لذا تعجب نکنید که از دید این افراد بهترین دفاع حمله است.
قبلا هم اشاره شد که این اختلال جزو خطرناک ترین اختلال ها به شمار می ورد و باید گفت ممولا کسانی که دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی هستند هم زمان چند اختلال شخصیتی دیگر هم دارند که همین امر درمان و کنترل این افراد را تا حدودی ناممکن می کند این اختلالات شامل اختلال شخصیت ناپایدار، شکاک یا خودشیفته و هیجانی نمایشی است.
برای آشنایی با این اختلالات می توانید به سایت www.mehdisareminezhad.ir مراجعه کنید.
 

نشانه های شخصیت ضد اجتماعی :

1-به دزدی تمایل دارند و دزدی را به عنوان پس گرفتن مال خود می دانند حتی با انجام دادن این موضوع shoplifting که ماهیت جز ابراز خشم ندارد به نوعی میخواهند سیستم و سازمان را در هم بکوبند لذا دزدی از مغازه ها را در جایی انجام میدهند که دوربینها یا مامور انجا ایستاده است و حتی برخی اوقات جنس دزدیده شده را بلافاصله در بیرون از مغازه در سطل آشغال می اندازند چون احتیاجی به ان ندارند ولی تصور میکنند برخورد و کوبیدن سیستم نشانه قدرت و توانایی آن ها است
2-اینها از آتش سوزی و به آتش کشیدن و تماشای آتش سوزی لذت میبرند به همین دلیل در خانه اکثر کسانی که آتش سوزی عمدی اتفاق افتاده، غالب اوقات عکسهایی دیده شده که از مراکز در حال سوختن گرفته شده است.
3-ویران کردن و خراب کردن از محیط مدرسه گرفته تا هر جایی که بتونند
4-بیرحمی شدید به حیوانات
5-آزار افراد مریض و ضعیف یا پیر : چون از اینکه مریض یا ضعیف یا پیر بشوند به شدت خشمگین میشوند لذا شما میتوانید ببینید که 4 جوان یک بی خانمان را تا سر حد مرگ کتک زده اند در حالیکه آن فرد کاری با آنها نداشته است ولی به نوعی این افراد خود را بدبخت و بیچاره و تفاله جامعه میبینند پس خشمی رو نسبت به کسی دارند که اکنون در چنین وضعیتی است.
6-فرار از خانه : در کودکی فکر گریختن از خانه را داشتند و ترک مدرسه و محیط کار برای این افراد بسیار عادی است.
7-بد زبانی و حرف زشت زدن یکی از مشخصه های بارز آن ها است.
8-ناترسی : از درد و رنج و مرگ و اتفاقاتی از این دست نمیترسند و بخاطر همین ناترسی است که برخی اوقات یک تنه به جنگ 10 نفر میروند یا فرار نکرده و بوسیله پلیس دستگیر میشوند.
9-دروغگویی و حقه وفریب برایشان عادی است و اگر کسی فریبشان را بخورد به نظرشان ادم ابله و احمقی است.
10-رعایت مساله سلامتی و تغذیه و بهداشت رو در خصوص خود و دیگران نمیکنند
11-هیچوقت مسوولیتی رو نمیپذیرند
12-به هیچ عنوان احساس گناه و پشیمانی ندارند
13از نظر روابط جنسی هیچ حد و مرز و محدودیتی برای خودشون قائل نیستند در حالیکه اگر به زن یا دختری که نسبت بهش حساسیت دارند کسی حتی نگاهی بکنه میتوانند او را بکشند...لذا شما میبینید برخی از این گروه های تشکیل شده از افرادی که با این ویژگی های مجرمانه پذیرفته شده اند خواسته می شود که برای عضویت در گروه مثلا باید با کسی که اچ ای وی دارد رابطه جنسی برقرار کنند و یا یک نفر را بکشند و ...
14-معمولا توجه و تمرکز ندارند و به همین دلیل یکی از گرفتاریهای وکلا این است که غالب اوقات مطمئن نیستند که بعد از 3یا 4 دقیقه موکلشون حرف اونها رو گوش میده یا نه
15-هیچ قول و قراری براشون معنایی نداره
16-از تجربه اصلا یاد نمیگیرند ...اگر موش رو جلوی دو تا حفره بگذارید یکی حفره مربعی و دیگری حفره دایره ای که در یکی غذا و در دیگری شوک الکتریکی باشه معمولا موش بعد از دو یا سه بار یاد میگره که وارد حفره ای بشه که غذا هست ولی این افراد حتی ممکن است صد بار هم دستشونو توی حفره ای بکنند که شوک الکتریکی وجود داره و اتقادشان این است که ممکنه ایندفعه غذا تو این حفره باشه ...به همین جهت هم زندان برای این آدمها حتی بعد از 20 سال مطلقا تاثیری یا فرقی نداره... لذا در جرائم سنگین تقریبا مجازات هیچ نقشی در مسیر پیشگیری نداره.
17-به هیچ وجه از تنبیه نمی هراسند
18-به هیچ وجه توانایی پیش بینی ندارند و لایه بالای مغز اونها که مساله انسانیت رو مشخص میکنه در اینها بسیار غیر فعال هست. لذا نه پیش بینی میکنند و نه برنامه ریزی میکنند ، فقط در مساله جرم و جنایت یک سری اصول رو رعایت میکنند.
19-مساله مشروب و مواد مخدر در زندگی اینها عادی و معمولی هست.زیرا به طریقی باید هیجاناتی را تجربه کنند که در زندگی نمی توانند داشته باشند.
20-چون خیلی زود حوصلشون سر میره و احتیاج به هیجان دارند لذا ممکن است درگیر کتک کاری یا آتش سوزی یا کارهای خطرناک دیگه بشوند. (فقط برای سرگرمی)
21-به دنبال پاداش فوری هستند و (اینکه شما بهشون بگی برو هفته دیگه بیا و یا کاری رو یاد بگیر و بعدا بیا که بتونی بری سرکار، براشون خنده داره و شما هیچوقت نمیتویند وعده فردا را بهشون بدید).
22-بسیار بی اعتماد و بی اطمینان و بدبین و بدگمان هستند و حرفی که شما برایشان فریب و دروغ است.
23-از استعمار و استثمار دیگران ابدا کوتاهی نمیکنند
24-همیشه در مسیر دستکاری و دست انداختن دیگران هستند و معمولا بازیگرند
25-تهدید و توهین میکنند و هیچوقت نمی شود تهدید شان را نادیده گرفت.
26-از درگیری فیزیکی و درد فیزیکی پروایی ندارند و مطالعات نشان می دهد بسیاری از این افراد  اصلا دردی حس نمی کنند و هیجان مربوط به کتک کاری به گونه ای است که اصلا درد یا زخم یا آسیب رو برای آن ها عادی میکند.
درمان
 این افراد به هیچ وجه کار درمانی رو قبول نمیکنند و وقتی در سیستمهای حقوقی به زور اونها رو وادار به رفتن نزد روانپزشک میکنن شروع به بازی و حقه بازی می کنند و معمولا دارو مصرف نمی کنند. و یا در زندان رو به ورزش کردن می آورند چون بدن و آمادگی بدنی تنها چیزی هست که برای آنها ارزش دارد اما اعتقادی به درمان روان پزشکی ندارند.
این افراد چون مهر و محبت و توجهی در محیط خانه و اجتماع از کسی ندیده اند هرگز باور ندارند که یک غریبه چیزی به اسم محبت به آن ها هدیه می کند لذا درمان این افراد کار بسیار مشکلی است چون زندگی را از آغاز تا پایان یک فریب و دروغ و حقه بازی بزرگ میدانند و اگر کمک کردن  به این افراد ممکن باشد فقط در شرایط بسته ای در محیط زندان امکان پذیر است که غالب اوقات مسائل و هزینه های سنگینی در پی دارد.
به هر حال برای درمان این اختلال شخصیت هنوز راهی برای معالجه کامل پیدا نشده است.